گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

یوزپلنگ کوهی!

 

(به مناسبت 9 شهریور، روز ملی یوزپلنگ ایرانی)

امروزه در جهان به غیر از یوزپلنگ های آفریقایی با پراکنش و تعداد بیشتر، یوزپلنگ های آسیایی یا ایرانی با پراکنش و تعداد کمتر و حتی در خطر انقراض حضور دارند.

مطمئنا در سال های اخیر شهرت یوزپلنگ های آفریقا بسیار بیشتر از یوزهای ایرانی بوده است. مستندهای بسیاری که درباره ی یوز در آفریقا ساخته شده است و همچنین حضور تعداد بالایی از کارشناسان و گردشگران از تمامی نقاط دنیا در زیستگاه های آفریقایی یوز، دلیل شهرت بیشتر یوزهای قاره ی سیاه نسبت به هم نوعان خود در آسیا و ایران است. البته در چند سال اخیر توجه افراد بیشتری نسبت به یوزپلنگ ایرانی معطوف شده است و هم چنین در کشور خودمان، آگاهی درباره یوزپلنگ نسبت به دهه ی گذشته، افزایش چشم گیری داشته است.

یوزپلنگ های ایران همانطور که بارها اشاره شده است، در سالهای نه چندان دور در تمامی دشتهای شرقی، مرکزی، جنوبی و حتی غربی ایران می زیستند. در اوایل دهه ی 50 وضعیت این گونه نسبتا مطلوب بود و گمان نمی رفت روزی یوز بسیاری از زیستگاه های خود را ترک کند. از ابتدای دهه ی 80 و زمانی که دوباره توجهات به یوز افزایش پیدا کرد، مثل همیشه تعریف ما از یوزپلنگ ایرانی، همان یوز آفریقایی بود. چیزی که درباره ی اغلب گونه ها در ایران رواج دارد و آنها را با نمونه های دیگر کشورها یکی می دانند و اصلا توجه به این موضوع ندارند که اینجا خاورمیانه و ایران است و متفاوت با آن چیزی که در طبیعت دیگر نقاط جهان رخ می دهد.

اما یکی از این تشابهاتی که ما به دنبال آن می رویم، نوع زیستگاه حیات وحش است. مثلا می گویند زیستگاه یوزپلنگ در آفریقا، دشت های باز و علفزارها و ساوانا می باشد. جایی خواندم که در محل زندگی یوز آفریقا، اصلا کوه(به آن معنایی که ما ایرانی ها می شناسیم) وجود ندارد و تنها اگر بلندی باشد، تپه های کوچکی است. یا حتی ارتفاع زیستگاه یوز در بهترین نقاط آفریقا که بیشترین تعداد یوز را در خود جای داده است، 500 متر از سطح دریاست.

با این تفاسیر، ما هم فکر می کردیم(و هنوز بعضی فکر می کنند) زیستگاه یوزپلنگ در ایران هم، دشت های باز و علفزارهای پهناوری است که تا بی نهایت ادامه پیدا می کنند.

در اوایل دهه ی 80 برای تعریف زیستگاه یوزپلنگ در ایران، می فرمودند: محل زندگی یوز در ایران دشت های باز و تپه ماهورهای واقع در مناطق استپی و بیابانی است.

اما بعد از تحقیقات بیشتر، نگاه برخی افراد کمی تغییر کرد. اما همچنان تصور زیستگاه یوز، همان عقیده ی قبلی بود.

با یک نگاه به زیستگاه های مشخص شده یوز در ایران، می شد فهمید که تنها میاندشت با آن چیزی که درباره ی زیستگاه یوز گفته می شد نسبتا شباهت دارد و تشابهاتی با زیستگاه های یوز آفریقا دارد.

اما در دیگر زیستگاه ها با وجود دشت های پهناور و تپه ماهورهای بیابانی، این کوهستان ها بودند که منبع حیات و جنب و جوش وحوش به شمار می آمدند. همچنین پس از نابودی جمعیت های آهو و جبیر در اکثر مناطق، سازگاری یوز ایرانی با قوچ و میش و به خصوص بز کوهی(سلطان صخره ها) جالب توجه بود.

این نکات جالب توجه باعث شد که در معرفی انجمن یوزپلنگ ایرانی از این گربه سان ارزشمند در اینفوگرافیک یوزپلنگ، اصلا نامی از دشت در زیستگاه یوز ایرانی آورده نشود و تنها تپه ماهور و کوهپایه محل زندگی یوز عنوان شود.

اما آیا زیستگاه های یوزپنگ در ایران به همان مناطقی که مشخص شده و همیشه بر سر زبانهاست ختم می شود؟

در دهه های گذشته، به غیر از مناطقی در غرب زاگرس، حاشیه شرقی زاگرس نیز محل زندگی یوزپلنگ بود. از دشت قزوین و دشت های اطراف حوض سلطان و تپه ماهورهای ساوه و هفتاد قله گرفته تا کاشان و نطنز و اردستان. و حتی نواحی نزدیکتر به ارتفاعات بلند زاگرس مانند موته و قمیشلو تا ارتفاع بالاتر از 2000 متر. از این مکان ها به سمت جنوب که بیاییم، کلاه قاضی، دشت های اطراف تالاب گاوخونی، کوه ها و دشت های جنوبی استان اصفهان(به خصوص دشت های میان کوهستان های شهرضا)، مرز استان های اصفهان، یزد و فارس و همچنین دشت ها و کوه پایه های متصل به زاگرس در شمال و شرق استان فارس(مانند بهرام گور) زیستگاه های شناخته شده ی یوز در مرکز ایران بود.

اما پس از دهه ی 60 و آخرین گزارشات و تسلط بی چون و چرای انسان بر این مناطق و دشت ها و تپه ماهورها، دیگر گزارشات مهمی از حضور یوز در این حاشیه های زاگرس به گوش نرسید(شاید هم کسی پیگیر نبود).

به عنوان مثال می گویند آخرین بار در اواخر دهه ی 50 یوزپلنگ از کلاه قاضی گزارش شد. اما در اواسط دهه ی 60 گزارشی از مشاهده ی یک یوزپلنگ در نزدیکی شهرضا وجود دارد که امروزه این نقطه در کنار جاده ی اصفهان به شهرضا و کاملا چسبیده به جاده و شهر می باشد.

اما این جمعیت یوزپلنگ به یکباره چه شد؟ آیا تمام یوزهای حاشیه زاگرس، در این وسعت بزرگ از بین رفتند؟ و یا شاید به دلیل سختی های حفاظت، هیچگاه جدی گرفته نشدند!

مثلا در موته و قمیشلو با وجود جمعیت مناسب آهو و دیگر سمداران و همچنین وجود راه های مهاجرت و مهم تر از همه حفاظت، چند دهه است یوزپلنگی وجود ندارد. یا در کلاه قاضی هم با وجود این شرایط و همچنین دشت های پهناور شرقی که همچنان مصون از تخریب ها بود، یوز منقرض شد.

آیا یوزها مستقیم شکار شدند؟ آیا دشت های پهناور و خالی از سکنه ی شرق و جنوب شرقی استان اصفهان، امنیت نداشت؟ آیا در دهه ی 60 در زیستگاه های آزاد که تخریب با شدت بسیار زیادی ادامه داشت، طعمه بیشتر از مناطق حفاظت شده بود؟ یا شاید یوزها چند صد کیلومتر به سمت شرق مهاجرت کرده اند و از زیستگاه های نایین و اردکان و یزد سر درآورده اند. اما چرا به غرب که نزدیکتر بود مهاجرت نکردند؟

در سال های آخر دهه ی هشتاد، غربی ترین زیستگاه قطعی یوز در ایران، پارک ملی کویر بود. زیستگاه احتمالی حاشیه زاگرس هم بهرام گور بود. از مناطق شرقی کاشان و نطنز و بادرود، منطقه ی کهیاز اردستان و بیابان های غربی استان یزد هم به عنوان زیستگاه های احتمالی یا مهاجرتی یوز نام می بردند. اما هیچ خبری از حاشیه های زاگرس به خصوص زاگرس مرکزی در استان های اصفهان و فارس نبود. شاید نزدیکترین زیستگاه های احتمالی به زاگرس در استان فارس باشد.

اما شواهد می گوید یوزها علاوه بر اینکه در دشت های حاشیه زاگرس می زیسته اند(و شاید هنوز زندگی می کنند) در نواحی مرتفع زاگرس مرکزی نیز زیست یا تردد داشته اند. مشاهده و ثبت تصویر یک یوز و دو توله اش در گردنه رخ در 12 کیلومتری شهرکرد در حدود نیم قرن پیش و گزارشات محیط بانان باتجربه و بادانش از یافتن لاشه یک یوزپلنگ در منطقه دنا نشانگر حضور خانواده های یوزپلنگ در زاگرس مرکزی و نقاطی است که به بام ایران شهرت دارند.

پس زیستگاه یوز منحصر به دشت و تپه ماهور و ارتفاع 1500 متری از دریا نیست. بلکه آنها می توانند در ارتفاعات بالای 2200 متر و کوهپایه های کوهستان های بلند زندگی کنند.

در ابتدای دهه ی 90، همچنان زیستگاه های حاشیه زاگرس همان قبلی ها بودند. البته مناطقی هم بودند که در جوار زاگرس وجود داشتند و احتمال حضور یوز(به دلیل وجود طعمه مطلوب مانند آهو و جبیر) در آنها می رفت. البته گزارشاتی هم از مشاهده ی یوز وجود داشت. مناطقی مانند اطراف تالاب گاوخونی، دشتهای جنوب و شرق شهرضا و همچنین تپه ماهورها و کوهپایه های اطراف ابرکوه و آباده مانند منطقه ی شکار ممنوع کفه طاقستان. در این مناطق احاطه شده توسط کویرها و بیابان ها هم، کوهستان ها و کوهپایه ها منبع حیات و رفت و آمد حیات وحش و وجود منابع آبی هستند.

اما یوزپلنگ های زاگرس مرکزی چه شدند؟

برخلاف آن چیزی که از کوهستان زاگرس و همچنین زاگرس مرکزی با قله هایی بالاتر از 3500 و حتی 4000 متر تصور می شود که مانند یک رشته کوه صخره ای و بدون نفوذ، چندین کیلومتر طول و عرض دارند و هیچ نقطه ی همواری در آنها وجود ندارد، زاگرس مرکزی یک فلات مرتفع است که در کنار کوه های بلند و برف گیر و صخره ای، دشت و تپه ماهور هم دارد.

مثلا می توان دشت ها و تپه ماهورهایی را در زاگرس مرکزی یافت که در میان کوه ها و قله های بالاتر از 3000 متر محاصره شده اند و حتی در دهه های گذشته زیستگاه بسیار مناسبی برای آهو و گراز و قوچ و میش بوده اند. که البته به دلیل نبود حفاظت و حضور عشایر و دامداران، آهوی آن به کلی از بین رفت و تعداد بسیار اندک و ناپیدایی از گوسفند وحشی باقی مانده است و گراز هم می رود که به سرنوشت آنها دچار شود.

در این میان گزارش مشاهده ی یک یوزپلنگ با دو توله در حوالی ونک سمیرم و همچنین گزارشاتی دیگر از مشاهده ی یوز در جاده های شهرضا-سمیرم که در یک دهه اخیر بدست آمده است، دوباره می تواند به وجود یوز در زاگرس قوت ببخشد. همچنین زیستگاه های نزدیک زاگرس مرکزی می تواند فرضیه ی مهاجرت یوزها به زاگرس را به میان آورد.

در ضمن هیچ گاه گزارشات مشاهده یوز بدون دلیل و مدرک پذیرفته نشده و کاملا با دلیل و برهان بررسی شده است.

امید است در آینده خبرها و مستندات دیگری از یوزپلنگ های زاگرس به گوش برسد و همچنان تعدادی در این زیستگاه های متنوع و پرآشوب جان سالم بدر برده باشند.

روز یوزپلنگ ایرانی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |