گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

گرگ خاکستری(فرهنگ نامه حیات وحش ایران)

 

فرهنگ نامه ی حیات وحش ایران کتابی است که توسط انتشارات طلایی به چاپ رسیده است و می توان گفت درباره تمامی گونه های حیات وحش ایران اعم از پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و ماهیان صحبت کرده است.

این کتاب اولین کتابی است که به شکل کامل و مصور درباره ی حیات وحش ایران چاپ شده است. محققین و نویسندگان نام آشنای محیط زیست کشور بخش های مختلف آن را نگارش کرده اند و عکاسان برجسته ی حیات وحش ایران، تصویرهای آن را تهیه نموده اند. از شناخته شده ترین نویسندگان آن می توان به فاطمه حسینی زوارئی، اصغر مبارکی و باقر نظامی و از عکاسان برجسته ی این کتاب می توان به امیر جعفری، فریبرز حیدری، محمد صادق فرهادی نیا، استاد حسن مقیمی، سید بابک موسوی و علی مهاجران اشاره کرد.

البته با تمام ارزش هایی که این فرهنگ نامه دارد، باید به نکاتی اشاره کرد.

این کتاب اصلا یک کتاب تخصصی نیست و بیشتر برای آشنایی با حیات وحش ایران ایجاد شده است و به هیچ وجه نمی توان در آن به دنبال مطالب دقیق علمی در رابطه با حیات وحش ایران گشت. مولفان می توانستند در بعضی از قسمت ها بیشتر و دقیق تر به نحوه ی زندگی وحوش ایرانی و پراکندگی آنها بپردازند.

برخی از جانورانی که در این کتاب نام آنها در یک بخش کامل برده شده است فاقد تصویر طبیعی هستند و تنها شکل و قیافه ی آنها نقاشی شده است که بهتر بود تصاویر طبیعی جایگزین آنها شود.

اگر در قسمتی هم مفصل تر به شیر ایرانی و ببر مازندران می پرداختند و فقط به ذکر نام آنها بسنده نمی شد مناسب تر بود.

در مطلب فوق بخش گرگ خاکستری این کتاب را ارائه نموده ام که امیدوارم موردپسند واقع شود.

 

گرگ خاکستری

گرگ خاکستری بزرگ ترین سگ سان ایران است. این حیوان در بیشتر داستان ها و افسانه ها نقش منفی و منفوری دارد. در صورتی که اگر این حیوان نباشد، بسیاری از گونه های دیگر با مشکل مواجه خواهند شد.

نام فارسی: گرگ خاکستری

نام انگلیسی: Gray Wolf

نام علمی: Canis Lupus

خانواده: خانواده ی سگ سانان(Canidae)

جمعیت: نامعلوم

پراکنش: در سه قاره بزرگ اروپا، آمریکا و آسیا پراکنده است. در ایران هم در اکثر مناطق کشور دیده می شود.

زیستگاه: گرگ خاکستری در همه ی زیستگاه های جنگلی، تپه ماهوری، کوهستانی، بیابانی، دشت ها و مرتع ها زندگی می کند.

اندازه: طول بدن گرگ خاکستری 120 تا 160 سانتی متر، طول دمش 40 تا 50 سانتی متر، ارتفاع بدنش 66 تا 100 سانتی متر و وزنش 25 تا 70 کیلوگرم است.

ریخت شناسی: سری پهن، گردنی کلفت، چشمانی مورب، دم قدری افتاده و صاف است و گوش هایش بر خلاف دیگر سگ سانان، نوک تیز نیست. رنگ بدنش از خاکستری تا زرد است. توله گرگ ها بیشتر سیاه رنگ اند و با بالا رفتن سن، رنگ پوست آنها کم رنگ تر می شود.

رژیم غذایی: گرگ خاکستری از علف خواران بزرگی مانند کل و بز، قوچ و میش، آهو، مرال، شوکا، مهره داران کوچک و پرندگان تغذیه می کند.

زادآوری: گرگ ماده در فصل زمستان و اوایل بهار، بچه می زاید.

وضعیت حفاظتی: جمعیت این گونه در اکثر نقاط کشور به شدت کاهش یافته و در برخی مناطق به طور کلی از بین رفته است.

گرگ ایرانی - حسن مقیمی

گرگ ایرانی - عکس از حسن مقیمی

زندگی گروهی

گرگ ها جزو خانواده دوست ترین حیوانات هستند که انرژی زیادی برای حفاظت از خانواده و بچه هایشان صرف می کنند. گرگ ها به صورت گروهی زندگی می کنند و هر گروه از 2 تا 25 گرگ تشکیل شده است. ولی به طور معمول، حداکثر 7 قلاده در هر گروه وجود دارند. البته گاهی گروه هایی با بیش از 36 قلاده گرگ نیز مشاهده شده است. هرچه تعداد گرگ های یک گروه بیشتر باشد، نشانه ی آن است که طعمه و غذای فراوانی برای گرگ ها فراهم بوده است. همه ی گرگ ها در گروه زندگی نمی کنند. گرگ های پیری که دیگر قادر به همراهی گروه نیستند، از آن جدا می شوند و به تنهایی زندگی می کنند.

گرگ آلفا

گرگ آلفا، گرگی است که رهبری گله را به عهده دارد. این گرگ قوی ترین و باتجربه ترین نر گروه است. البته ماده ها نیز می توانند در این مقام قرار بگیرند. گرگ ها به صورت ستونی به دنبال هم حرکت می کنند و گرگ آلفا در جلوی ستون و در حالی که موهای بدنش را پوش می دهد و گوش ها و دمش را بالا می گیرد، که نشان دهنده ی رهبر گروه بودن آن است، حرکت می کند. وظیفه ی گرگ آلفا تصمیم گیری درباره سمت و سوی مهاجرت، وقت استراحت یا ادامه ی مهاجرت و زمان حمله برای شکار و ... است. گرگ آلفا بهترین قسمت شکار را می خورد. بقیه ی اعضای گروه هم به نسبت قدرتشان، جایگاه های بعدی را در گروه اشغال می کنند. این رده بندی حتی در میان توله ها هم وجود دارد. برخی دانشمندان می گویند که توله ها حتی از 30 روزگی، با هم مبارزه ای جدی را شروع می کنند تا برتری خود را بر دیگری ثابت کنند. البته بیشتر این جنگ ها به صورت بازی است.

توله گرگ های بازیگوش

در هر گروه، تنها گرگ های نر و ماده رئیس بچه دار می شوند و بقیه ی اعضای گروه در نگهداری از توله ها و شکار دسته جمعی کمک می کنند. هنگامی که اعضای گروه به شکار می روند، یک گرگ در لانه می ماند تا از توله ها مراقبت کند. گرگ ها بعد از آنکه از شکار برگشتند، شکار جویده شده را قی می کنند تا توله ها بتوانند از آن بخورند. توله گرگ ها زیاد شیطنت می کنند و مرتب مشغول چنگ انداختن و گاز گرفتن بزرگ ترها و سایر افراد گروه هستند! بزرگترها تحمل زیادی در برابر شیطنت های آنها نشان می دهند. البته گاهی اوقات هم وقتی شیطنت از حد می گذرد، مادر توله ها پشت گردنشان را می گیرد و آنها را دور می کند و یا حتی ممکن است توله ها با ضربه پنجه یکی از بزرگترها روی زمین پرت شوند. این بازی ها و عکس العمل ها کمک می کند تا آنها رفتارهای یک گرگ را برای شکار و حفاظت از خود و گروه یاد بگیرند.

زبان بدن!

گرگ ها با استفاده از حرکات دست و صورت با هم حرف می زنند. وضعیت های متفاوت گوش ها، دم و لب ها، معانی گوناگونی دارند. اگر گرگ آلفا سر یا پنجه اش را روی شانه ی گرگ های زیردست بگذارد یا پوزه ی آنها را چنگ بزند، نشان می دهد که آن گرگ زیاده روی کرده است و با این کارش می خواهد به آن یادآوری کند که حواسش باشد رئیس کیست! پایین آوردن سر هم نشانه ی اطاعت و فرمانبری و به یک طرف نگه داشتن تنه به معنی تسلط داشتن است.

گوش به جای چشم!

حس بینایی گرگ ها زیاد قوی نیست. ولی حواس شنوایی و بویایی آنها بسیار کارآمد و قابل اتکاست. گرگ ها برای ارتباط با همسایگان خود زوزه می کشند. زوزه کشیدن برای قوی تر کردن پیوند اجتماعی در میان گله، اعلام شروع و خاتمه ی حمله، اخطار دادن و جمع کردن اعضای گله مورد استفاده قرار می گیرد. گرگ ها می توانند زوزه ی گرگ های دیگر را از فاصله ی بیش از 40 کیلومتری بشنوند. آنها می توانند بوی حیوانات دیگر را حتی از فاصله ی 5/2 کیلومتری تشخیص دهند.

گرگ ایرانی - استان همدان - امیر جعفری

گرگ ایرانی - استان همدان - عکس از امیر جعفری

دوست یا دشمن!؟

گرگ ها مانند دیگر حیوانات وحشی، ترجیح می دهند از انسان دور باشند. اما در مناطقی که طعمه های طبیعی به دست انسانها از بین رفته است، به دام های اهلی، اسب و الاغ نیز حمله می کنند. این کار و شجاع و نترس بودنشان موجب شده است انسان ها از آنها خوششان نیاید و سعی کنند به روش های گوناگون، آنها را از بین ببرند. در ایران گرگ ها را با تعقیب به وسیله ی وسایل نقلیه موتوری، شکار، تله گذاری و استفاده از طعمه ی مسموم از بین می برند. به همین سبب، جمعیت گرگ ها بسیار کاهش یافته است.

اجداد سگ های اهلی

گرگ های خاکستری موجوداتی با طول عمر زیادند که می توانند تا 10 سالگی در طبیعت زندگی کنند. اما در اسارت، سن آنها به 16 سال هم می رسد. گرگ ها اجداد سگ های اهلی و از بزرگترین سگ سانان هستند. گرگ های خاکستری می توانند در هر جایی که چیزی برای خوردن وجود داشته باشد، زندگی کنند. در نتیجه، تقریبا در همه ی زیستگاه ها پراکنده اند.

شکارچی ماهر

گرگ خاکستری با داشتن پاهایی بلند، محکم و در عین حال قابل انعطاف، بیشترین سازش را برای شکار سریع از طریق تعقیب و گریز طعمه دارد. آنها می توانند از 100 متر تا بیش از 5 کیلومتر، شکار خود را تعقیب کنند. گرگ ها در هنگام شکار، ابتدا به ران طعمه ی خود حمله می کنند. پس از باز کردن بدن، ابتدا قلب، شش، کبد، کلیه، روده ها و طحال را می خورند و سپس به خوردن ماهیچه های ران می پردازند و استخوان های بزرگ(دنده ها و استخوان های ران) و تکه های پوست را بر جای می گذارند. سپس در مکانی در نزدیکی طعمه ساکن می شوند و تا چند روز، از طریق لاشه خواری و تغذیه از استخوان و پوست لاشه، به زندگی ادامه می دهند.

موجودات خستگی ناپذیر

گرگ ها موجوداتی خستگی ناپذیرند و روزانه برای یافتن غذا می توانند 100 کیلومتر راه بروند. آنها در مسافت های کوتاه با سرعت 64 کیلومتر بر ساعت می دوند. این پستانداران بیشتر از طعمه های بزرگی نظیر گوزن، قوچ، میش، کل و بز تغذیه می کنند؛ ولی در صورت کم بودن جمعیت این طعمه ها در محل زندگی خود، تقریبا از هر حیوانی که در دسترس باشد، تغذیه می کنند. گرگ ها معمولا روزانه بین 5/2 تا 3/6 کیلوگرم گوشت می خورند و پس از خوردن این حجم غذا، می توانند 2 تا 3 روز بدون شکار به زندگی طبیعی ادامه دهند. ولی اگر مدتی طولانی غذا نداشته باشند، به محض پیدا کردن منبع غذایی جدید، می توانند تا 10 کیلوگرم گوشت بخورند.

نقش گرگ در طبیعت

گرگ ها به صورت گروهی شکار می کنند. آنها قبل از حمله، وضعیت گله را بررسی و پیرترین، ضعیف ترین و مریض ترین را انتخاب و سپس حمله می کنند. گرگ ها با این کار، به حفظ سلامت این گله ها کمک می کنند. باقی مانده ی شکار گرگ ها غذای حیواناتی مانند شغال، روباه، انواع کرکس، انواع کلاغ، برخی پرندگان شکاری و ... است که به لاشه خواری عادت دارند.

گرگ ایرانی - حسن مقیمی

گرگ ایرانی در کنار شغال - عکس از حسن مقیمی

گرگ در باور کهن

گرگ نماد زمین، پلیدی، بلعیدن، درندگی، ایزد رقص، نابودکننده ی رمه، بی رحمی، نیرنگ و دلیری است. نماد زمستان، وحشت، فقر، قحطی و گرسنگی نیز به شمار رفته است. گرگ ها و کلاغ ها اغلب همنشین ایزدان آغازین مردگان هستند. گرگ در نظر زرتشتیان، جانوری اهریمنی و مورد نفرت است.

گرگ در ادب فارسی

در ادب فارسی، هرجا سخن از آشتی میان گرگ و میش برود، کنایه از برقراری عدل و داد است. ترکیبات «گرگ آشتی» و «گرگ آشنایی» نیز همین مضمون را میرساند. گرگ گاهی کنایه از «متهم بی گناه» است و گوینده معمولا به داستان حضرت یوسف (ع) نظر دارد:

به خون زرق مرا پیرهن بیالودند

وگرنه پاکتر از گرگ یوسفم به گناه(انوری)

در کوی تو معروفم و از روی تو محروم

گرگ دهن آلوده ی یوسف ندریده(سعدی)

ترکیب «گرگ باران دیده» و عبارت درست تر آن «گرگ بالان(دام و تله) دیده» و «گرگ کهن» کنایه از آدم آزموده ی حیله گر و زیرک است:

ترک رخ تو نمی کند با صد طعن

این مردم دیده ، گرگ باران دیده است(مسیح کاشانی)

گرگ در ضرب المثل ها

در بیشتر ضرب المثل های فارسی، گرگ نماد ستم و غارت گری و درندگی است. در بسیاری از موارد نیز تمثیلی از کار و کردار ستمگران است:

  • به گرگ گفتند : «چوپان شده ای ؟» گریه کرد. گفتند: «چرا گریه می کنی؟» گفت: «می ترسم دروغ باشد!»
  • گرگ، گرگ را نمی خورد.
  • گرگ را دوختن آموز که دریدن خوی اوست.

 

منبع: فرهنگ نامه حیات وحش ایران(مهره داران)

نویسنده: فاطمه حسینی زواریی

متون حیوانات در میراث فرهنگی ایران: حسن سالاری، سیما میری

متون حیوانات در ادبیات ایران: مهدی الماسی، مصطفی رحماندوست

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

درس هایی از اثرگذاری یک گوشتخوار بر زیستبوم

 

بازگشت گرگ به پارک ملی یلوستون

هنگامی که در سال 1926 خبر کشتن دو گرگ در «پارک ملی یلوستون» امریکا به دست شکاربانان پارک منتشر شد، هیچ کس افسوس نخورد. برپایه قانون کنترل جمعیت درندگان(و در واقع ریشه کنی گوشتخواران) شکاربانان فدرال در کنار جایزه بگیران و تله گذاران دولتی موظف به نابودی گرگ خاکستری بودند. گله داران آن گونه با سم، تله و تفنگ در ایالت «آیداهو» جمعیت گرگ را کاهش داده بودند که در سال پایه گذاری پارک ملی یلوستون در سال 1872، برمبنای مدارک پرداخت جایزه، نسبت به دهه های پیشین جمعیت گرگ ها رو به کاهش گذاشته بود و در این میان شاید جانورشناسی در گزارش کاری خود به نابودی گرگ در ایالت آیداهو همچون دیگر ایالت ها اشاره ای گذرا داشت.

درواقع دلیل اصلی پایه گذاری نخستین پارک ملی ایالات متحده آمریکا، بیشتر به دلیل اغنای حس زیبایی شناسی و پایداشت جنگل از چوب بران، گله داران و معدن کاوان بود تا حفاظت از حیات وحش.

در سال 1883 قانونی مبنی بر جلوگیری از شکار و بهبود شرایط گونه های گوزن اِلک، گوزن دم سپید، بیزون امریکایی و آنتیلوپ پرانگهورن به تصویب رسید ولی با توجه به دید حفاظتی آن روزگار شکار گرگ، خرس گریزلی و خرس سیاه و شیرکوهی(پوما) مجاز اعلام شد.

در کنار سربازان و از سال 1916 کارکنان سرویس پارک های ملی امریکا، تله گذاران فدرال و حتی بازدیدکنندگان پارک، مجاز به تیراندازی به سوی گوشتخواران بودند(البته باید خاطر نشان شود از اوایل دهه 1920 به دلیل اینکه خرس ها(گریزلی و سیاه) برای بازدیدکنندگان جذاب بوده و به دلیل تغذیه دستی و استفاده از پسماند به ظاهر رام به نظر می رسیدند، از خطر نابودی نجات یافتند).

در اواخر قرن نوزدهم، جمعیت ایالت های شرقی گوزن الک نابود شده و از 60 میلیون بیزون، تنها 1500 سر برجای مانده و بدین جهت کشتار گوشتخواران حتی درون مرزهای پارک برای افزایش جمعیت گیاهخواران حتی برای بوم شناسان راهکار کارآمدی بود. ولی دست کاری در چرخه طبیعت به آرامی اثر خود را نشان داد. به تدریج گله های الک رو به افزایش گذاشته و باعث تخریب شدید زیستگاه های جنگلی و چمنزارها در یک زیستبوم محصور در مزارع و مراتع شدند. پس از نابودی گرگ، کایوت ها سعی در اشغال کنام اکولوژیک گرگ را گرفتند و این افزایش جمعیت باعث کاهش شدید جمعیت روباه قرمز شد.

در سال 1940 «آلدو لئوپولد» طبیعت شناس کم نظیر آمریکایی درباره عواقب سوء نابودی نسل گوشتخواران بر زیستبوم هشدار داد و از اوایل دهه 1960 با اطلاع رسانی عمومی بوم شناسان به تدریج دید مردم و به ویژه شهرنشینان نسبت به گرگ تغییر یافت. یکی از مهم ترین فعالان پایداشت و احیای نسل گرگ «دیوید مچ» است که در سال 1970 کتاب معروف خود The Wolf: The Ecology and Behavior of an Endangered Species (گرگ: بوم شناسی و رفتار یک گونه در معرض خطر) را نگاشت.

در این دهه بسیاری از دوستداران طبیعت درخواست هایی مبنی بر لغو قوانین نابودگر گرگ و احیای نسل آن را به نمایندگان سنا و کنگره فرستادند. از سویی در ایالت هایی چون «مونتانا» گله داران بزرگ، گرگ را همواره به چشم دشمنی خون ریز دیده و هواداران احیای نسل گرگ را مشتی شهر نشین شکم سیر به حساب می آوردند.

در دهه 1980 برپایه نظر سنجی که از بازدید کنندگان پارک ملی یلوستون انجام شد در حدود 60 درصد قبول داشتند که گرگ در یلوستون در کنار دیگر جانوران از حق حیات برخوردار است. پس از سال ها دعوای حقوقی در سوم ژانویه سال 1995 تعداد 14 گرگ از جمعیت «دره مکنزی» در «آلبرتای کانادا» در پارک رها سازی شده که در همان سال به دلایل گوناگونی چون برخورد با خودرو، خارج شدن از مرزهای پارک و مهم تر از همه تیراندازی تعمدی دامداران، دیگر مشاهده نشدند. اما در ژانویه سال 1996 تعداد 17 گرگ برای بار دوم از کانادا زنده گیری شده و پس از رها سازی و پایش جمعیت و حفاظت بیشتر، اکنون در محدوده پارک 10 گله به تعداد 98 گرگ وجود دارند.

به تدریج قرار گرفتن گرگ در جایگاه واقعی خود تاثیرات مثبت خود را در یلوستون نمایان ساخت. در سال 2001 تنها یک گروه بیدستر امریکایی(سگ آبی) در زیستبوم آبی پارک وجود داشت ولی افزایش جمعیت گرگ ها باعث فشار بر گله های گوزن الک و به حرکت درآوردن آنها شد؛ که تاثیر به سزایی در کاهش فرسایش کرانه های رودخانه ها و احیای بیدستان ها به عنوان یکی از مهم ترین منابع غذایی بیدستر داشت و اکنون 11 گروه بیدستر در پارک وجود دارد(بیدستر همان جانوری است که با استفاده از شاخه درختان، روی رودخانه ها سد می سازد).

جز متعادل کردن تعداد گوزن الک و حذف نمونه های بیمار و ضعیف، بقایای شکار گرگ ها به ویژه در فصل بارش برف خوان گسترده ای برای گونه هایی چون خرس گریزلی، خرس سیاه، ولورین، عقاب طلایی و کلاغ سیاه می گسترد.

شاید بسیاری از ما داستان انفجار جمعیت قوچ ارمنی در جزیره کبودان(محوطه ای سرزنده که سابقا دریاچه ارومیه نام داشت) را در اواخر دهه 1340 شنیده باشیم که در یک جزیره 33 کیلومتر مربعی، بیش از سه هزار قوچ ارمنی به دلیل گرسنگی و سوءتغذیه در زمستانی سخت با مرگ و میر گسترده ای روبرو شده و کارشناسان محیط زیست با زنده گیری و انتقال دو پلنگ نر و ماده از پارک ملی گلستان، سعی در احیای زیستگاه و متعادل ساختن جمعیت قوچ های ارمنی داشتند(هرچند پس از تلف شدن پلنگ ها پبشنهاد معرفی یوز به منطقه داده شده و اکنون با صدور پروانه شکار جمعیت تعدیل می شود و از طرف دیگر از شنیده ها برمی آید در چندین سال پیش به عنوان تعدیل جمعیت، آنگونه کشتاری در جزیره صورت می گرفت که مردم در قصابی های شهر ارومیه قادر به خرید راسته و فیله قوچ ارمنی بودند).

در حال حاضر به دلیل کاهش شدید جمعیت پلنگ، آنگونه تشی فزونی یافته که با کَت زدن(کندن پوست پایه) درختان کهنسال بنه، در بسیاری از زیستگاه ها باعث از دست رفتن تدریجی پوشش جنگلی ناچیز کشور شده است(تشی بزرگترین عضو خانواده جوندگان در ایران و نوعی خارپشت نسبتا بزرگ جثه است که خارهای بلند و دو رنگ آن مشهور هستند).

کشتار گونه هایی چون گراز تنها یک مسکن است. باید از تجربیات نیک و بد دیگر کشورها درس گرفت تا راه رفته را مجدد به دشواری نپیماییم. تمام زنجیره های یک زیستبوم، خُرد یا کلان، به یکدیگر بهم پیوسته هستند. کشتار گرگ به دلیل حمله به دام های اهلی، که ملخ وار مراتع را روبیده اند شاید باعث افزایش و انفجار جمعیت گونه هایی چون جوندگان و گراز شود.

کوشان مهران

گرگ های یلوستون

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر