گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

به دنبال گرگ ها در قمیشلو

 

یوزنامه، سال پنجم، شماره 14، پاييز و زمستان 1388

 

گروه پژوهش - فاطمه حسينی زوارئی

 

تعارض ميان انسان و حيات وحش يكي از موضوعات مهم و فراگير حفاظتي است كه نگرانی هایی را در ميان حفاظت كننده ها ايجاد نموده است. رايج ترين تعارضات ميان انسان و گوشتخواران زمانی رخ می دهد كه گوشتخواران از دامهای اهلی تغذيه می كنند(تروز 2002). اين كه مردم تا چه حد خسارات وارده از سوی حيات وحش را تحمل می نمايند تحت تاثير عوامل اجتماعی-اقتصادی است(اولی و همکاران 1994).

گرگ يكی از طعمه خواران عمده در اكثر زيستگاه های كشور به شمار رفته كه معمولا بالاترين تعارض را با مردم محلی به ويژه دامداران دارد. ازهمين رو، باور عمومی بر اين است كه گرگ، دشمن اصلی دام های اهلی است. در عين حال بر اساس مطالعات صورت گرفته، گرگها زيستگاه هايی را ترجيح می دهند كه جمعيت مناسبی از علفخواران وحشی در آن وجود دارد و نه علفخواران اهلی؛ از اين رو، به نظر میرسد كه گرگها هميشه قربانی تفكر منفی عموم مردم و حتی كارشناسان شده اند. پناهگاه حيات وحش قمیشلو به دليل دارا بودن جمعيت بالايى از سمداران وحشى در كنار حضور فصلی دامهای اهلی، يكى از مناسب ترين زيستگاهها برای مطالعه بوم شناسی گرگ در كشور است.

پارك ملی و پناهگاه حيات وحش قمشلو با مساحت 89813 هكتار در شمال غربی شهرستان اصفهان و در فاصله 25 کيلومتری شهر اصفهان واقع شده است. آثار باستانی، بناهای تاريخی و درختان كهنسال باغ معروف قمشلو گواهی میدهد كه اين پناهگاه در زمان قاجار يكی از بهترين شكارگاه های مسعود ميرزا، حاكم اصفهان و پسر ارشد ناصرالدين شاه بوده است. قمشلو يكی از زيستگاههای مهم و با ارزش گونه قوچ و ميش اصفهان است. آهوی ايرانی، كل و بز، گرگ، شغال، روباه، كفتار، پلنگ*، گوركن، تشي، خرگوش، موش و جربيل از ديگر پستانداران اين منطقه اند.

گرگها در قمشلو در اكثر بخشهاى منطقه مشاهده مى شوند. یک دليل پراكنش بالای گرگها در اين منطقه، توانايی پيمايش مسافت های زياد در بازه زمانی كوتاه است كه همين امر احتمال مشاهده آنها را در سرتاسر منطقه افزایش می دهد. همچنين گرگها در همه فصول سال در قمشلو قابل مشاهده اند. اما نكته قابل توجه اين است كه جمعيت گرگها در زمستان افزايش محسوسی دارد. بر اين اساس میتوان فرض كرد كه جمعيت گرگها در منطقه قمشلو شامل دو گروه است:

1. گرگهای بومی: که همه ی سال را در منطقه قمشلو می گذرانند و ساكن دائمی منطقه محسوب می شوند.

2. گرگهای مهاجر: اين گرگها فصول گرم را در شمال(منطقه موته و فریدن به عنوان ییلاق) و فصول سرد سال را در قمشلو(به عنوان قشلاق) می گذرانند.

البته آزمون اين فرضیه ها نيازمند انجام مطالعات بيشتر در زمينه ژنتيكی و راديوتله متری است.

بر اساس مكان يابی 51 نقطه مشاهده مستقيم گرگ توسط گروه پژوهشى و محيط بانان منطقه، در طول يک دوره مطالعاتى دوساله، بيش از نيمی از مشاهدات گرگ در اين منطقه در داخل و نزديكی محدوده های امن رخ داده است. بيشترين گشت محيط بانان در خارج از محدوده های امن و عموما در نوار مرزی منطقه به منظور كنترل متخلفان صورت می گيرد.

همچنين بر اساس نقشه پراكنش گرگها در قمشلو، به نظر میرسد كه نيمه شمالی اين منطقه نسبت به ساير بخش های منطقه تراكم پايین تری از گرگ دارد كه به نظر مى رسد يكى از دلايل آن تراكم كم سمداران وحشى در اين بخشها و در مقابل، تراكم بيشتر مراكز انسانى و جاده هاست. گرگها علاقه دارند كه برای جا به جايی ميان مناطق از جاده ها و گدارها استفاده نمايند، ولی به نظر میرسد كه آنها از جاده های پرتردد كه احتمال برخورد با انسان در آن زياد است، پرهيز می كنند. زيرا احتمالا آسیب پذيری آنها در جاده ها و در نتيجه برخورد با خودروهای عبوری كمتر است؛ به طوریكه در اين پژوهش، 30 درصد از گرگهای تلف شده، بر اثر برخورد با خودروهای عبوری از پا در آمده بودند. از اين رو، جاده تازه ساز نجف آباد در شرق منطقه و جاده علويجه در شمال منطقه كه پرتردد هستند، عوامل محدود كننده اى برای حضور و انتخاب زيستگاه گرگها به شمار می روند.

يكی از رایج ترين شيوه ها برای برآورد جمعيت گرگها، رديابی آنان روى برف است. از اين رو در اين مطالعه طی پنج روز پس از بارش برف در زمستان 1386، اكثر بخش هاى منطقه براى برآورد جمعيت گرگهاى منطقه مورد بررسى قرار گرفت. با در نظر گرفتن عدم يكنواختى تراكم و پراكنش گرگ در سرتاسر منطقه قمشلو و همچنين پارامترهاى زيستگاهى نمونه بردارى نشدن بخش هايى از قمشلو كه ظاهرا تراكم گرگ كمترى دارند(عمدتا شمال و شمال غرب منطقه)، حدود 50 تا 70 قلاده گرگ برای سرتاسر منطقه حدس زده میشود. البته لازم به ذكر است كه اطمينان بيشتر از اين آمار نيازمند تكرار بوده ولی به دليل عدم بارش برف مناسب طی زمستان 1387، عملا اين امكان فراهم نشد.

بر اساس مشاهدات مستقيم گرگ توسط گروه پژوهشى در اين منطقه، ميانگين دسته های گرگ 2/12(SD=1/41) بوده است. اندازه دسته های گرگ مشاهده شده در قمشلو معمولا بين يک تا چهار قلاده بوده و به ندرت از اين تعداد بالاتر میرود. در عين حال، گاهى دسته های بزرگتر هم ديده می شود. بزرگ ترين دسته مشاهده شده طی بررسی ها، شامل شش قلاده بوده است اما به ندرت دسته های بيش از 10 قلاده هم ديده شده كه البته بسيار نادرند. طعمه اصلی گرگ در قمشلو، جثه چندان بزرگی ندارد و همين امر احتمالا يكی از دلايل بزرگ نبودن اندازه دسته آن هاست.

رژيم غذايی گوشتخواران يكي از مهمترين جنبه های آشيان بوم شناختی آنان به شمار میرود كه نشان دهنده نوع طعمه قابل دسترس و ميزان فراوانی آن است. براى مطالعه رژيم غذايی، روشهاى متعددى وجود دارد و قابل اعتماد ترين آنها مشاهده مستقيم شكار است ولی اين شيوه هميشه عملی نيست؛ بنابراين در اين گونه مطالعات از دو روش پايش و ارزيابی لاشه شكار و تجزيه و تحليل سرگین ها استفاده می شود. در دوره مطالعاتی صورت گرفته، در مجموع، 83 لاشه شكار كه توسط گرگها از پا درآمده بودند يافته و مورد بررسی قرار گرفت كه در نتيجه نشان داده شد آهو برترين طعمه گرگ را در اين منطقه تشكيل داده و پس از آن قوچ و ميش طعمه مهم به شمار میرود. همچنين در اين مطالعه، بررسی 111 سرگين متعلق به گرگ، مبين آن است كه تنها 24 درصد سرگین ها محتوی موی آهو بوده درحالی كه بسامد حضور دام اهلی در سرگين گرگهاي قمشلو تقريبا دو برابر آهو بوده است. بدين ترتيب غذای اصلی گرگهای قمشلو دام اهلی با بسامد حضور 50 درصد و پس از آن آهو با بسامد حضور 31 درصد، قوچ و ميش با بسامد حضور 18 درصد و پرندگان با بسامد حضور 14 درصد است.  البته لازم به ذكر است با وجود اينكه غذای اصلی گرگها را دام اهلی تشكيل می دهد ولی دامداران بسيار علاقه مند به ماندن و چرای دامهايشان در منطقه هستند. آنها بر اين باورند كه در قمشلو به علت تراكم بالای آهو و قوچ و ميش، گرگها كمتر به گله آنان حمله می كنند درحالی كه در خارج از منطقه(مناطق قشلاقي مانند فريدن) ميزان حمله گرگها به دامشان افزايش می يابد.

نكته جالب توجه ديگر، حضور پرندگان به عنوان سومين بخش غذايی گرگها در منطقه قمشلو و مصرف بيشتر آن نسبت به سمداران متوسط جثه مانند كل و بز است.

رژیم غذایی گرگها در قمیشلو

 

هر ساله از پايان آذرماه تا ميانه فروردين ماه، حدود 30 گله دام اهلی از مراتع منطقه قمشلو به عنوان قشلاق استفاده كرده كه سبب آسیب های بسيار جدی و سنگين شده اند. بيش از نيمی از اين گله ها متعلق به روستاهای اطراف هستند و در اين ميان نيز دام داراني هستند كه برای گذراندن فصل قشلاق از فريدن به اين منطقه می آيند. ميانگين اندازه گله های دامداران(مجموع بز و گوسفند) 368/24 راس(194/33=SD) است كه نشان از گله های بزرگ در سرتاسر منطقه دارد.

بر اساس بررسی نوع تلفات دام های اهلی در حمله گرگها، نزديک به نيمی از تلفات متعلق به ميش و پس از آن متعلق به بز است. نكته جالب اینجاست كه نزديک به 75 درصد كل تلفات، دام های بالغ(ميش و بز) بوده و نابالغ ها(بره يا بزغاله) کمتر از 25 درصد تلفات را تشكيل ميدهد. علت اين امر شايد مراقبت بيشتر و دقیق تر از بره ها و بزغاله ها و کمتر فرستادن آنها به صحرا و نگهداری مستمر در داخل آغلهای دارای محافظ مانند سگ و چوپان است. یكی از مهمترين پيامدهای منفی دام اهلی در منطقه، حضور سگ های گله در سرتاسر منطقه است. بيش از 200 قلاده سگ گله در فصل چرا در اين منطقه وجود دارند كه با توجه به خوی تهاجمی آنها بارها به سمداران به ويژه آهو حمله ور می شوند كه در مناطق پوشيده از برف با دشوارى فرار می كند. در اين حالت حتى اگر موفق به شكار نشوند، کمترين اثر آن اختلال در امنيت سمداران است. همچنين پارک ملى و پناهگاه حيات وحش قمشلو از اطراف توسط سكونت گاههای انسانی متعدد احاطه شده كه همين امر باعث دسترسی شكارچيان می گردد. محیط بانان اين منطقه به طور خستگی ناپذيرى به صورت دائم و مستمر در منطقه گشت زده و حفاظت می كنند كه در موارد متعدد منجر به كشف لاشه شكار می گردد ولی تعداد اندک آنها و سهولت دسترسی شكارچيان به داخل منطقه، كار آنها را بسيار دشوار نموده است.

از مجموع عوامل تهديدكننده گرگ در قمشلو به نظر می رسد كه مهم ترين عامل، شكار مستقيم آن توسط انسان است. طی دوره اين مطالعه به مدت يک سال، در مجموع لاشه 10 گرگ در بخش های مختلف منطقه كه به دلايل متعدد از پا درآمده بودند كه -اين 10 مورد مرگ و مير يقينا بيش از اين تعداد بوده است - ملاحظه گرديده يا گزارش شد كه مرگ بيش از نيمی از آنها به طور مستقيم توسط انسان، به ويژه دامداران، بوده است.

در پايان به نظر می آيد براى كاهش تعارضات در اين منطقه، آموزش مفاهيمى همچون چگونگی كاهش رويارويی با گرگها(مانند عدم رفت و آمد انفرادی به زيستگاه ها به ويژه در فصل زمستان يا شبها وغيره)، راهكارهای كاهش تلفات دام به دليلي غير از حمله گرگ(مانند جاماندن در صحرا، بيماری و غيره)، چگونگى ضد گوشتخوار** نمودن آغلها و محل نگهداری شبانه دامها، لزوم زيست سمداران وحشى در منطقه، ارز شهای حيات وحش به ويژه گرگ در ميان جوامع محلی اطراف قمشلو سودمند باشد.

* طى مطالعات انجام شده در اين منطقه، گروه پژوهشى هيچ گاه آثارى دال بر وجود پلنگ در اين منطقه به دست نياورد و طبق اظهار نظر محيط بانان، از مشاهده پلنگ در اين منطقه سالها مى گذرد. با اين حال نمی توان همچنان احتمال حضور اين گربه سان را رد نمود.

** Predator-proof

 

منبع: یوزنامه - خبرنامه داخلی انجمن یوزپلنگ ایرانی

 

پی نوشت:

همان طور که در نوشته بالا اشاره شد نمی توان تعداد دقیقی برای گرگ های یک منطقه اعلام نمود و اعلام اطلاعات دقیق از جمعیت گرگ ها نیازمند تحقیقات بیشتری است. همچنین رفت و آمد صدها کیلومتری گرگ، سرشماری گرگ ها را مشکل می کند. به احتمال زیاد تعداد گرگ ها در قمیشلو نمی تواند بیشتر از 70 قلاده باشد و این تعداد گرگ در منطقه ای با این وسعت محدود به علت حضور طعمه بسیار مناسب و حضور دام ها به عنوان غذایی در دسترس است.

برخی از افراد مطلع می گویند در سالهای گذشته به دستور اداره محیط زیست و حتی خود محیط بانان اقدام به کشتن گرگ های قمیشلو می کردند تا تعداد سم داران به خصوص آهو افزایش یابد.

حال اینکه هنوز این امر اتفاق می افتد یا نه مشخص نیست...

گرگ ایرانی - پارک ملی قمیشلو اصفهان - حسن مقیمی

گرگ ایرانی - پارک ملی قمیشلو - حسن مقیمی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

دکتر کهرم و گرگ 2

 

گرگ ها چقدر می ارزند؟

 

دکتر اسماعیل کهرم:

شورای محترم اقتصاد در مصوبه تاریخ 26/1/83، ارزش هر قلاده گرگ را برای صدور پروانه ویژه جهت شکار 500 دلار تعیین کرد.

ولی سؤال این است که به راستی ارزش یک قلاده گرگ در طبیعت تحت فشار ایران چقدر است. آیا اگر مبادرت به فروش پروانه ویژه شکار گرگ برای هر قلاده 500 دلار را صادر کنیم، سود برده‌ایم و یا زیان؟

حقیقت آن است که از زمانی که برادران حضرت یوسف(ع) گرگ را مسئول قتل برادر عزیزشان عنوان کردند و احتمالاً حتی قبل از آن، گرگ جزو حیواناتی بود که در اذهان مردم جایگاهی ترسناک داشت و عناوینی مانند خون‌آشام، درنده، و نماد خشونت و ظلم(به خصوص در مقایسه با بره) و رفتار ناجوانمردانه(مانند گرگ‌صفت) را یدک می‌کشند. چنین طرز برداشتی از گرگ، جنبه جهانی داشته و در سراسر عالم، هر جا که گرگ وجود دارد، در ترس و وحشت دائمی از این جانور بودند و ضرب‌المثل‌ها و القاب‌ یا داستان‌های فولکلوریک، همه جا گرگ را مظهر درندگی و مضر به حال سایر جانداران حتی انسان تلقی می‌کنند.

در اروپا وقتی که ماه کامل می‌شود در میان بیشه‌ها موجوداتی حد واسط گرگ و انسان به وجود می‌آیند که در تاریکی شب دست به جنایت می‌زنند! و تا همین قرن حاضر، برخی اعتقاد راسخ به وجود این موجود یعنی انسان گرگ‌نما داشته و شاید چنین اعتقاداتی موجب انقراض نسل گرگ در کشور انگلستان شد. در این مملکت آخرین گرگ در سال 1760 شکار شد و نسل آن به کل منقرض شد.

به راستی علم جدید در مورد گرگ چه می‌اندیشد؟ گرگ چگونه موجودی است؟ خونخواری بی‌تفاوت و مضر به حال محیط طبیعی؟

حقیقت آن است که گرگ همان گونه که از اولین و مهم‌ترین اتهام خود(دریدن حضرت یوسف(ع)) تبرئه شد، از کلیه اتهامات دیگر مانند دشمن حیوانات و انسان و یا مخرب محیط‌زیست طبیعی و ... نیز با پیشرفت علوم و انجام تحقیقات مفصل کاملاً مبری شده و اهمیت خود را به عنوان متعادل‌کننده محیط‌زیست طبیعی به اثبات رسانیده است. «گرگ دهن‌آلوده ی یوسف ندریده...»

در نقاطی که دست جهل و نادانی انسان موجب انقراض و یا کاهش شدید جمعیت این جانور شده، چنان تعادل اکولوژیک منطقه مختل شد که ارزش گرگ به عنوان یک مبصر مقتدر در کلاس درس شلوغ و درهم‌ برهم در تأمین نظم بلافاصله مشخص شد.

گرگ به عنوان یک درنده موفق در رأس هرم غذایی، در بین جانداران خشکی‌زی‌ قرار گرفته است. همتای او در دریاهای عالم کوسه‌ها هستند با این تفاوت که گرگ‌ها از زندگی اجتماعی فوق‌العاده پیچیده برخوردارند و کوسه‌ها تک‌زی هستند و از نظر هوش، فراست، نظم گروهی و انضباط بین افراد داخل گروه خانوادگی، گرگ‌ها تقریباً در جهان درندگان، به جز خانواده سگ‌ها، بی‌همتا می‌باشند.

کلیه افراد گروه، که به ندرت از 10 قلاده تجاوز می‌کند، از قوی‌ترین گرگ «رهبر» اطاعت می‌کنند. به کرات و به هر مناسبتی افراد گروه مراتب اطاعت خود را نسبت به «رهبر» آشکار می‌کنند. این عمل با ژست‌های بخصوص مانند مالیدن چانه به خاک، قراردادن سر بین دو دست روی زمین، روی زمین غلت‌خوردن و بیرون دادن اصوات بخصوص صورت می‌گیرد.

شکار، در فصل فراوانی طعمه‌های بزرگ مانند گوزن، به صورت دسته‌جمعی صورت می‌گیرد. هر گرگ در هنگام شکار دسته‌جمعی موقعیت خود را می‌داند و وظیفه‌اش مشخص است. رئیس گله یک طعمه را انتخاب می‌کند. طعمه معمولاً بزرگ و سنگین، پیر، مریض و یا خیلی جوان و کند است. پس از انتخاب طعمه، گله به حرکت درمی‌آید. گرگ‌ها به صورت درهم و به ظاهر بدون برنامه به حرکت درمی‌آیند. هدف پراکنده و هراسان کردن گله طعمه است. چه بسا یک گوزن از کنار آنان می‌گذرد و توجهی به او ندارند چون هدف مشخص است. استراتژی نهایی منزوی‌کردن هدف است و حرکت‌هایی که گله انجام می‌دهد همگی در راستای همین هدف است. گاه تعقیب و گریز ساعت‌ها به طول می‌انجامد و گاه پس از چند دقیقه نتیجه حاصل می‌آید. به محض جدا شدن طعمه از گله، افراد قبیله گرگ‌ها همگی گرداگرد طعمه جمع می‌شوند و با به دندان گرفتن نقاط حساس مانند بیضه، پستان‌ها، پوست زیر شکم، پوزه و لب طعمه(مثلا گوزن) او را به زیر می‌آورند.

در جنوب کانادا، گوزن‌ها بسیار بزرگتر از گرگ‌ها هستند ولی مع‌الوصف گرگ‌ها به راحتی آنان را شکار می‌کنند. مطالعه روش شکار آنها نشان می‌دهد که پیوسته از یک روش استفاده نمی‌کنند، بلکه بر حسب موقعیت طعمه و شرایط محیطی، نقشه خود را طراحی می‌کنند. می‌توان سیستم شکاری آنان را به حمله تیم فوتبال تشبیه کرد و یا حرکت لشکریان در گذشته که قلب سپاه و جناح‌های راست و چپ و با حمله گازانبری اصول کار را تشکیل می‌داد. در حین حمله، زوزه‌ها راهنمای رهبر گله برای صدور دستورات است. رهبر در قلب سپاه قرار دارد و بازوهای راست و چپ را به جلو می‌فرستد، یا به عقب فرامی‌خواند. جانوری که در فصول بهار و تابستان در جنوب کانادا با گوزن‌های 450 کیلویی فراوان گرسنگی را برطرف می‌کند، با فرارسیدن زمستان و مهاجرت گوزن‌ها به جنوب(شمال ایالات متحده) در محل مانده در منطقه پوشیده از برف با تغذیه از خرگوش و موش روزگار می‌گذراند.

در ایران، در هنگام کمبود طعمه، گرگ‌ها گیاه‌خوار می‌شوند و به هندوانه روی می‌آ‌ورند. گرگ‌ها جزو حیوانات پرطاقت هستند که یک روز کامل را می‌توانند به طور پیوسته بدوند و طعمه را تعقیب کنند. سگ‌های امروزی از گرگ‌ها ی زمان گذشته رام شده‌اند. انسان خصوصیات اصلی گرگ‌ها را پسندید و آنها را به اسارت درآورد تا پس از 7 هزار سال سگ‌های کنونی حافظ مال و جان او باشند.

صفت وفاداری که در سگ‌ها مشاهده می‌شود، ابتدا در گرگ‌ها دیده شد. دید بسیار قوی، حس شامه تا حدود 10 تا 70 برابر انسان، طاقت در مقابل سرما و گرما(40- تا50+ درجه سانتیگراد)، توانایی تولید مثل(در هر بار 10 توله می‌زاید) و قدرت جفت‌گیری با گرگ و شغال و سگ و در نتیجه توانایی تولید بچه‌های فراوان دورگه و بالاخره توانایی کنترل جمعیت جوندگان مانند موش‌های صحرایی، خرگوش‌ها، توله‌های شغال و روباه و ... گرگ را جانوری قابل احترام در بین دوستداران حیات وحش قلمداد نموده است.

از کشفیات مهم جدید در مورد توانایی‌‌های گرگ، قدرت خارق‌العاده ارتباط این جانور با همنوعان خود است. اثبات شده که گرگ‌ها از مسافات دور، بدون آن که همدیگر را ببینند، قادرند تقریباً آنچه می‌بینند با یکدیگر در میان بگذارند و انتقال دهند. مثلاً اگر در منطقه‌ای یک گرگ به دو قوچ کوهی برخورد نماید و نیاز به نیروی کمکی داشته باشد، به راحتی با زوزه کشیدن، همنوعان خود را از اطراف فرا می‌خواند و آنچه را که می‌بیند برای گرگ‌های دیگر شرح می‌دهد.

در دشت‌های فراخ جنوب دریاچه ارومیه با شکاربان خلیلی مشغول بررسی پرندگان مهاجر بودیم. غروب نزدیک شد که متوجه شدیم یک گرگ به تعقیب ما پرداخته. فاصله او با ما حدود 60 متر بود. تا ما راه می‌رفتیم او آهسته و با صبر ما را تعقیب می‌کرد.

وقتی می‌ایستادیم او هم می‌ایستاد و هر بار پس از توقف چند متری به ما نزدیک می‌شد. یک نهر آب که هر آن عریض‌تر می‌شد، مانع از رفتن ما به طرف دیگر که دهکده قرار داشت، شده بود. پای شکسته من مانع از قدرت رفتن از نهر می‌شد. شکاربان خلیلی نگران من بود و من نگران تاریکی. نهر عمیق بود و در آن زمستان سرد، عبور از آن ممکن نبود. پس از آخرین توقف، گرگ تنها 30 متر از ما فاصله داشت. وقتی ما حرکت کردیم او در جای خود ایستاد، سر خود را به طرف تپه‌ها برگردانید و یک زوزه طولانی با دندانه‌های زیاد، از خود سر داد و سپس به تعقیب ما پرداخت. بعد از چهار پنج دقیقه شکاربان خلیلی تپه را به من نشان داد که از رأس آن چیزی با جهش‌های بلند به طرف پایین‌ سرازیر بود.

پس از چند دقیقه این گرگ نیز به رفیق خود پیوست و هر دو ما را تعقیب کردند. با همان صبر و آهستگی و تداوم. پس از چند دقیقه مجدداً گرگ اول در جای خود ایستاد و زوزه را سر داد. این بار از جهت دیگر، گرگ سوم از تپه سرازیر شد و به زودی در کنار آن دو قرار گرفت.

بعدها فهمیدم که زوزه‌ها معنی دارد. آنها به احتمال فراوان موقعیت نه چندان جالب ما را گزارش داده و درخواست نیروی کمکی کرده بودند...

امروزه ما می‌دانیم که گرگ جانوری زیرک، هوشیار با مغز پیشرفته و تکامل یافته است که نه تنها دشمن ما نیست، بلکه از جهات گوناگون، مستقیم یا غیرمستقیم دوست طبیعت و  انسان‌ها به حساب می‌آید. به راستی چه کسی ممکن است حاضر شود که 500دلار بپردازد و یک گرگ را شکار کند؟

آیا در شکار یک گرگ که تا 200 متری شما پیش می‌آید و کنجکاوانه به شما می‌نگرد، هیجانی نهفته است؟‌ چه لذتی در شکار یک گرگ ممکن است نهفته مانده که از دید شکاربانان قدیمی پنهان مانده؟!

من تصور می‌کنم آنها که حاضرند 450 هزار تومان بابت شکار یک گرگ بپردازند، بهتر است آن پول را هزینه درمان ذهن علیل و بیمار خود کنند. به راستی با این همه زیبایی، وقار، فایده‌، هوش و وظیفه‌ای که خداوند به عهده گرگ‌ها نهاده است، گرگ‌های ما چند می‌ارزند؟ حیف نیست آنها را با پول معاوضه کنیم و آیا واقعاً‌ ما به این پول‌ها نیاز داریم؟

گرگ ایرانی - پارک ملی سیاهکوه اردکان - انجمن یوزپلنگ ایرانی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر