مواجه شدن با گرگ
در مطالب قبلی وبلاگ به موضوعات زیر پرداخته شد:
در مطلب پیش رو قصد داریم درباره مواجه شدن با گرگ در طبیعت و نحوه ی رفتار در این وضعیت صحبت کنیم.
گرگ یکی از جانوران گوشتخوار و شکارگر در طبیعت ماست که از سال های بسیار دور چه در کشور ما و چه در دیگر نقاط جهان به آدمی و دام های او حمله می کرده است و گاها انسان هایی در حمله ی گرگ کشته شده اند. البته حمله ی گرگ در غالب اوقات به علت رفتارهای نادرست آدمی و تخریب طبیعت بوده است و از گرگ که ذاتا جانوری درنده و مهاجم است نمی توان انتظاری جز این داشت به انسانی که وارد قلمرو زندگی او می شود و اکثرا رفتارهای نامناسبی دارد به چشم دشمن نگاه نکند. همچنین ذکر این نکته ضروری است که تعداد انسان هایی که توسط گرگ کشته شده اند در برابر گرگ هایی که به شکل مستقیم و غیرمستقیم توسط آدمی از پای درآمده اند اصلا به حساب نمی آید.
برخلاف تصور عمومی دیدن گرگ و مواجه شدن با آن در کشور ما بسیار مشکل است و گرگ ها اصولا از آدمی دوری می کنند و قبل از اینکه بتوان آنها را دید یا با آنها مواجه شد از نظرها پنهان می شوند تا برخورد و درگیری با انسان که دشمن شماره یک آنهاست را کاهش دهند. در نتیجه گرگ ها بهترین حالت در مواجه شدن با آدمی را فرار می دانند. غیر از این جمعیت گرگ های ایران در سالهای اخیر بسیار کاهش یافته و در برخی مناطق از بین رفته است و این موضوع، برخورد انسان با گرگ ها را بسیار کاهش داده است.
اما بر خلاف آنچه برخی دوستان می پندارند که حمله ی گرگ به انسان به ندرت روی میدهد و دور از تصور است و حمله ی گرگ تنها در مورد گرگ های پیر و بیمار و یا گرگ هایی که به نحوی توسط انسان دست آموز شده اند روی میدهد، همچنان گرگ ها در هر سن و شرایطی از حمله به آدمی ترسی ندارند. یا مانند برخی به ظاهر دوستداران حیات وحش در اروپا و امریکا که با گرگ ها زندگی می کنند و بدین وسیله و با این رفتارها و صحبت ها می خواهند تفکر مردم از گرگ ها را تغییر دهند. در صورتی که گرگ های خالص و اصیل طبق ذات خدادادی خویش کاملا درنده و وحشی و غیرقابل پیش بینی هستند و تنها یک حادثه ی ناگوار کافی است تا تمام این حرف ها و حرکات به باد رود و ذهنیت عموم مردم نسبت به گرگ ها بدتر از پیش گردد. در ضمن برای چندمین بار می گویم که اینجا ایران است با حیات وحشی منحصر به فرد و متفاوت با اروپا و امریکا و افریقا.
برخلاف دوستداران و علاقه مندان و کارشناسان حیات وحش که به گرگ ها علاقه دارند و می خواهند آنها را سگ های مطیع و رام نشان دهند که آدمی را بسیار دوست دارند، هدف بنده و این وبلاگ این است که گرگ ها را درنده و بی رحم و وحشی و رام نشدنی بپذیریم که این ها زیبایی های فطری گرگ ها هستند. به قول پروین اعتصامی:
شدی پست، این نه آیین بزرگیست
ندانستی که کار گرگ گرگیست؟
در دهه های پیش حمله ی گرگ در کشور ما به آدمی نسبتا زیاد بوده است و مطمئنا در هر کجای ایران از روستاییان و عشایر سوال کنید داستانهای زیادی از کشته شدن یا زخمی شدن هم ولایتی های خود در مواجهه با گرگ دارند. به خصوص در فصل های پاییز و زمستان. درست است که جمعیت گرگ ها کاهش محسوس و ناامیدانه ای در 30 سال گذشته داشته است و همچنان این روند کاهشی ادامه دارد و کمتر از این داستان ها اتفاق می افتد اما افزایش جمعیت انسانی و سکونت گاه ها، تخریب طبیعت و زیستگاه گرگ ها، افزایش دام و حضور در مراتع، زیرکشت بردن قلمروهای گرگ ها، نفوذ تا اعماق قلمرو آنها به دلایل مختلف(مانند کوهنوردی،طبیعت گردی و ...)، کشتار گرگ های آلفا و باتجربه که مانع از برخورد گرگ ها با انسان می شوند و مهم تر از همه ی اینها کمبود طعمه و نابودی طعمه های اصلی گرگ(آهو و قوچ) در اکثر نقاط کشور باعث شده گرگ ها به آدمی نزدیک شوند و برخورد همچنان وجود داشته باشد.
درست است که گرگ های پیر و بیمار و گرسنه و دست آموز!!! پتانسیل بیشتری برای حمله به آدمی دارند و اکثر حمله ها توسط این گرگ ها انجام می گیرد ولی مردم به همه ی اینها به چشم گرگ می نگرند و کاری به سن و وضعیت جسمی آنها ندارند.
نحوه ی رفتار گرگ در شرایط و زمان و فصل های مختلف معمولا فرق می کند. گرگ ها در هوای سرد پاییز و زمستان به دلیل سرما و کمبود غذا دچار درندگی و حس تهاجم بیشتری می شوند و به هر چیزی که در قلمرو آنها پیدا شود به چشم غذا نگاه می کنند و از حمله به هیچ کس و هیچ چیز ابایی ندارند. همچنین به مناطق مسکونی و حوزه های انسانی نزدیک می شوند بلکه به غذا دست پیدا کنند. این شرایط باعث می شود احتمال برخورد گرگ با انسان در پاییز و به خصوص در زمستان(هوای برفی) بیشتر شود.
همچنین شب ها و در هوای گرگ و میش طلوع و غروب احتمال حمله ی گرگ بسیار بیشتر است.
با وجود کمبود طعمه در مناطق حفاظت شده احتمال حمله ی گرگ به انسان در این مناطق بسیار کمتر از مناطق آزاد است که طعمه های گرگ کاملا نابود شده اند و گرگ ها وابستگی شدید به دام ها و انسان دارند. به خاطر همین است که خیل محیط بانان و دانشجویان و عکاسان و علاقه مندان در مناطق حفاظت شده اصلا مورد حمله ی گرگ قرار نمی گیرند و به خصوص در سال های اخیر هیچ گزارشی از حمله گرگ به آدمی در مناطق حفاظت شده وجود ندارد. البته در سال های قبل حملاتی رخ داده است و امروزه نیز هیچ اتفاقی دور از انتظار نیست.
گرگ ها در سه حالت به آدمی حمله می کنند. دفاع از خانواده، دفاع از زیستگاه و قلمرو و شکار. که عموما مورد اولی در فصل های بهار و تابستان و بسیار به ندرت روی میدهد. مورد دوم امکان دارد در هر فصل و زمانی روی دهد و بیشتر جنبه ی ترساندن عامل تهدید را دارد و مورد آخر اکثرا در فصل های سرد سال و بیشتر از موارد قبلی روی می دهد.
راهکارها
دوستانی که صرفا برای طبیعت گردی و چوپانی و سرکشی به مزارع و باغات وارد مکان هایی می شوند که احتمال حضور گرگ وجود دارد و تمایلی به مواجه شدن با گرگ ندارند می توانند قبل از مواجه شدن با گرگ ها، آنها را از حضور خود باخبر کنند و بهتر است بیش از یک نفر باشند(3 یا 4 نفر بهترین حالت است) و در ماه های سرد سال هیچگاه تنهایی در محل حضور گرگ ها رفت و آمد نکنند. تا به حال گزارشی از حمله گرگ یا گله ی گرگ ها به یک جمع(حتی 2 نفره) وجود ندارد و گرگ ها معمولا به انسان تنها حمله می کنند(در ضمن احتمال حمله ی یک گروه گرگ بسیار بیشتر از یک گرگ تنهاست).
نكتهاي كه بايد درباره گرگها بدانيم اين است كه اين جانور از آتش ميترسد. پس هنگام چادرزدن و ماندن شب در طبيعت بهتر است آتش كوچكي برپا كنيم(البته بعد از پايان برنامه طبيعتگردي حتما آتش را خاموش كنيم تا باعث آتش سوزي نشويم).
در مناطقی که مجبور به عبور از آنها هستید و دارای دید و نمای خوبی نیستید صدای زیادی راه بیاندازید تا نزدیک شدن خود به حیوانات را اعلام کنید. هیچ گاه در محلی که قصد دارید برای مدتی(به خصوص شبها) آنجا بمانید از خود آثار و اعلائمی به جا نگذارید که گرگ ها را به خود جلب کند. مانند باقی مانده ی غذا یا طبخ غذاهایی که بوی فراوان و تحریک کننده ای برای گوشتخواران دارد.
اما افرادی که آگاهانه به قلمرو گرگ ها وارد می شوند(به خصوص مناطق آزاد و محافظت نشده) یا هدفشان دیدن و مواجه شدن با گرگ ها است مانند کارشناسان، محققان، عکاسان و فیلم سازان، محیط بانان، علاقه مندان و ... یا کسانی که به شکل اتفاقی و مخصوصا تنها با گرگ یا گرگ ها در طبیعت مواجه می شوند، باید بدانند که اولین راه مقابله با حمله ی گرگ نترسیدن است. چون گرگ ها بسیار باهوشند و اگر بفهمند شما ترسیده اید موقعیت ضعیف شما را درک کرده و خود را قوی تر از شما می بینند و به احتمال فراوان حمله می کنند.
زمانی که با گرگ ها در مسیر خود مواجه می شوید خود را آهسته کنار بکشید و زمان زیادی به آنها بدهید تا بتوانند خود را دور کنند. سعی کنید از مسیر های سرازیری آنها عبور کنید چرا که آنها جهت فرار معمولا سر بالایی را انتخاب می کنند و فضای زیادی را برای آنها باقی بگذارید. هیچگاه بر نگردید و فرار نکنید. فرار کردن از مقابل حیوان باعث می شود حس حمله آن تحریک شود و ترس شما را فهمیده و به شما به چشم طعمه نگاه خواهد کرد. زمانی که با حیوان درنده رو به رو شدید چشم از حیوان بر ندارید. در صورتی که به چشم حیوان اصلا خیره نشوید و آهسته حرکت کنید و راه را برای حیوان باز کنید. در هر حال باید از هر کاری که باعث تحریک گرگ می شود بپرهیزید.
هیچ گاه به لانه ی گرگ و بچه های آن نزدیک نشوید. زیرا اگر گرگ ها مطلع شوند برای حفاظت از خانواده ی خود از هیچ حرکتی دریغ نمی کنند و جان شما شدیدا در خطر خواهد افتاد.
گرگ ها در مواقع دفاع از خانواده و قلمرو خود تنها به دور کردن مهاجم فکر می کنند و به ندرت حمله می کنند و قصد کشتن آدمی را ندارند. البته امکان دارد در صورت تشخیص خطر بالا به انسان حمله کنند و قصد جان او را کنند. در این شرایط خونسردی خود را حفظ کنید و نترسید. از نگاه کردن مستقیم به چشم حیوان خودداری کنید و به آرامی به سمت عقب حرکت کنید و از جانور فاصله بگیرید. در مقابل گرگ فرار نکنید چون ممکن است باعث ترغیب گرگ به تعقیب شما شود. از تکان دادن دستها و یا داد زدن خودداری کنید که هر یک از موارد فوق میتواند به عنوان یک حرکت تهاجمی تلقی شده و حیوان را خشمگین کند. همچنین خوابیدن بر روی زمین به حالت جنینی میتواند از حمله گرگ جلوگیری کند.
اما اگر گرگ یا گله ی گرگ ها به شما به عنوان طعمه نگاه کنند و شرایط شما مطلوب نباشد(تنها،خسته و ضعیف،دور از مناطق مسکونی و در هوای سرد)، معمولا گرگ به تعقیب طعمه(شما) میپردازد. رفتار شما باید کاملا خشن و رعب آور باشد تا گرگ از حمله منصرف شود. داد و فریاد، تکان دادن دستها، پرتاب اشیا(سنگ به سمت جانور، نگاه مستقیم به چشم حیوان و هر آنچه که شما را قدرتمندتر نشان دهد)، پرتاب ترقه، استفاده از سوت، آتش و ... کارساز خواهد بود . اما در این شرایط هم اصلا نباید ترسید و فرار کرد.
اما نکته ای که همیشه باید بدان توجه داشت این است که تمامی این شرایط و تمهیدات از نوع نگاه ما به طبیعت و برخوردهای محدود نشات گرفته است و ممکن است حتی چند نفر در میانه ی یکی از روزهای گرم سال در یک منطقه حفاظت شده مورد حمله ی گرگ یا گرگ ها قرار بگیرند. با این وجود که برخی عقیده دارند هنگامی که با یک حیوان درنده گرسنه یا بالغ رو به رو شدید بدانید که 100% مورد حمله قرار می گیرید یا در موردی که گرگ به انسان به چشم یک طعمه نگاه میکند نشان دهنده بیمار بودن گرگ است و در این مورد حتما باید ماموران سازمان حفاظت محیط زیست را مطلع کرد اما اینها تعاریف ما از طبیعت هستند و هیچ قانونی نمی گوید حیوان درنده گرسنه بالغ حتما به انسان حمله خواهد کرد یا حیوان حمله کننده حتما بیمار است.
حیوانات درنده به خصوص گرگ ها حتی در شرایط مطلوب غذایی و بدون اینکه بیماری خاصی داشته باشند به راحتی از کنار طعمه های ساده و آسان نمی گذرند. به خصوص در فصل های سرد سال. باز هم ذکر این نکته ضروری است که برای مردم فرقی ندارد که گرگ مهاجم بیمار است یا سالم یا گرسنه است یا سیر، آنها همه را به یک چشم نگاه می کنند و این گونه اظهارنظرها چندان تاثیری ندارد. مخصوصا درباره ی گرگ های ایران که متاسفانه هیچ پژوهش رفتارشناسی درباره ی آنها صورت نگرفته است.
در واقع به عقیده بنده طرز فکر، نگاه و نحوه ی رفتار ما با حیات وحش باعث می شود که طبیعت درباره ی ما در لحظه تصمیم بگیرد.
با این وجود هیچگاه نباید از گرگ ها و حمله ی احتمالی شان در طبیعت غافل شد و یا ترسید. گرگها معمولا در شرايط خاصي حمله ميكنند مانند زمانيكه فردي تنها در برف و سرماي شديد و به دور از آبادي گير افتاده باشد.
گرگ های آدمخوار
در سالیان اخیر معضل جدیدی در حیات وحش کشور به وقوع پیوسته است که نگاه مردم نسبت به گرگ ها را بیش از پیش ناپسند کرده است(البته مشخص نیست در دهه های گذشته نیز این مشکل وجود داشته است یا خیر اما در سالیان اخیر تبعات آن بسیار تاسف بار بوده است).
سگ-گرگ ، گرگاس یا هیبریدهایی که از خانواده ی سگ سانان به وجود آمده اند باعث شده اند برخورد و درگیری بین این جانوران و انسان افزایش یابد و در برخی مناطق این برخوردها بیشتر بوده است و باعث بدنامی گرگ ها شده و مردم محلی به دلیل باورها و عقاید غلط این تلفات را از جانب گرگ ها می دانند. البته شکی نیست که گرگ ها هم به دام های انسان و خود آدمی حمله می کنند اما بروز حوادثی تلخ در نقاط خاصی از کشور توسط دورگه ها، باعث شده گرگ ها صرفا آدمخوار تلقی شوند.
در بخش های قبلی وبلاگ مفصلا درباره سگ گرگ ها توضیح داده شده است اما دوباره عرض می شود که سگ-گرگ یا هیبریدهای سگ سانان به 2 علت پدید می آیند که هر دو علت به خاطر دخالت انسان در طبیعت است.
اولین عامل که به نظر می رسد نقش بیشتری در به وجود آمدن سگ-گرگ ها یا نسل آنها داشته است زنده گیری توله گرگ ها توسط چوپانان و دامداران و جفت انداختن آنها با سگ است که با انگیزه تربیت و داشتن جانوری به قدرت گرگ و به فرمان بری سگ صورت می گیرد و پس از مدتی که انسان از نگهداری این جانور خسته و عاجز می شود آن را در طبیعت رها می کند که این جانوران خوی درندگی گرگ ها را دارند و به مانند سگ از جوامع انسانی دوری نمی کنند و از انسان ها نمی ترسند. همچنین سگ های گله و روستایی به حضور آن واکنش نشان نمیدهند.
دومین عامل کم شدن تعداد گرگ ها در یک منطقه و کشته شدن گرگ های آلفا یا همان رهبر گروه است که باعث ترغیب گرگ ها برای آمیزش با سگ ها یا دیگر سگ سانان می شود.
البته همیشه استثناهایی در طبیعت وجود دارد و امکان دارد گرگ ها در شرایط مطلوب هم دست به جفت گیری با دیگر جانوران هم رده ی خود بزنند(حتی گزارشاتی از جفت گیری کفتار و گرگ وجود دارد که البته هنوز به تایید کارشناسان نرسیده است).
در سال های اخیر حوادث ناگواری در برخورد انسان با گرگ در استان های همدان، قزوین، زنجان و کردستان اتفاق افتاد که باعث کشته و زخمی شدن افراد زیادی شد که متاسفانه تعدادی از جان باختگان کودک و خردسال بوده اند. البته فراموش نشود که در این میان گرگ ها هم اصلا بدون تلفات نبوده اند و شک نکنید آمار کشته های آنان چندین برابر انسان ها بوده است. اما بزرگترین فاجعه برای گرگ های این مناطق بدنام شدن آنهاست که نفرت از آنها را دو چندان کرده است. برخی گزارشات حاکی از آن است که برخی از مردمان این مناطق قسم خورده اند هر کجا گرگ ببینند بدون هیچ رحم و مروتی آنها را خواهند کشت.
بر خلاف تصور عموم مردم در این مناطق کارشناسان نظر دیگری دارند. با توجه به سابقه ی انجام عمل آمیزش سگ و گرگ در بین چوپانان و اهالی مناطق یاد شده و نمونه هایی از سگ-گرگ که در سال های اخیر در این مناطق بدست آمده است، کارشناسان اعتقاد دارند این حملات کار گرگ ها نبوده و سگ-گرگ ها یا هیبریدهای دیگر عامل این کشتارها هستند.
نکته ی دیگر اینجاست که ما خوشبختانه هنوز در بسیاری از مناطق کشور گرگ داریم و گرگ ها در فاصله ی نزدیکی با مردم روستایی و عشایری زندگی می کنند ولی نه در دهه های گذشته و نه امروز چنین اتفاقاتی هرگز رخ نداده است(زنان عشایر از دیرباز قبل از طلوع آفتاب و برای جمع آوری هیزم تنهایی و بدون هیچ سلاحی به دل کوه و بیابان می زدند و هیچگاه مورد حمله ی جانوری قرار نمی گرفتند). چرا باید این اتفاقات و حملات گرگ به آدمی در چند منطقه خاص و در چند استان رخ بدهد؟؟!!
و تازه موضوع سگ-گرگ ها جدا از موضوع گرگ های باغ وحشی و پلاک دار است که از همه جای کشور به گوش می رسد. چوپانان و مردم محلی اعتقاد دارند ادارات محیط زیست یا باغ وحش و سیرک ها گرگ هایی را در طبیعت رها می کنند و برخی از آنها که توسط محیط زیست رهاسازی شده اند دارای پلاک می باشند. این مردمان عقیده دارند این گرگ ها بزرگتر و جسورتر از گرگ های عادی بوده و ترسی از انسان و نزدیک شدن به او و دام هایش ندارند. بنده فکر نکنم تا به حال گرگی توسط محیط زیست در جایی رها شده باشد یا پروژه ی احیایی برای گرگ ها در نظر گرفته شده باشد!
اما خبر ندارم که آیا باغ وحش ها و سیرک های ما دست به چنین کاری زده اند یا نه.
و متاسفانه غیر از این ها بحث گرگ های رنگارنگ(از سیاه یکدست و سفید کامل گرفته تا زرد و نارنجی و قرمز) در چند سال اخیر بسیار داغ شده است. و حتی جانورانی شبیه به شغال با جثه ای بزرگتر و رنگ آمیزی مانند گرگ که در بسیاری از مناطق کشور دیده شده اند و به نظر می رسد دورگه گرگ-شغال باشند.
و در میان تمام این موضوعات و بحث ها تنها تاسف و ناراحتی برای نسل اصیل و خالص گرگ های ایرانی است که متاسفانه هیچ تحقیقی درباره ی آن صورت نگرفته و آن قدر موضوع پیچیده شده که مشخص نیست آیا سگ سانانی که در طبیعت می بینیم روباه و شغال و سگ و گرگ هستند یا مخلوطی از این جانوران!
و متاسفانه همچنان برای خیل عظیمی از کارشناسان و مدیران و صاحب نظران و شکارچیان و دانشجویان و مستندسازان و عکاسان و محیط بانان و علاقه مندان و ... حیات وحش فقط قوچ و پازن و آهو به دلیل قابل شکار بودن آنها و پلنگ و یوزپلنگ به خاطر منافع مادی و نام های دهان پرکن هستند.
و هیچ کس سراغی از گرگ های خالص ایرانی نمی گیرد و هیچ عزمی برای شناسایی سگ سانان ارزشمند کشور وجود ندارد.

گرگ های ایرانی - شیروان - بابک قویدل نامانلو
