گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

که جان دارد و جان شیرین خوش است

 

کوشان مهران

 

تقریبا تمام طبیعت دوستان و افرادی که با جانوران سروکار دارند در بارقه نگاه چشمان این نخستین دوست بشر  چیزی می بینند که در نگاه دیگر جانوران مشهود نیست.

بنابر شواهد موجود سگ نخستین جانوری بود که انسان نخستین مزایای رام کردن و زیستن با او را دریافت و در حال حاضر صدها شکل از این گوشتخوار باوفا در جوامع بشری حضور دارند.

ضمن اینکه باید حق حیات تمام جانوران را محترم شمرد، بایستی چند مورد که شاید در وحله نخست ناخوشایند دوستداران جانوران باشد را در نظر گرفت. چه خوب و یا چه بد، پایه و اساس مدیریت زیستگاه های وحش(شکارگاه و پارک ملی) در جهان، Game management-مدیریت شکار است. هرچند در دانش کنونی بوم شناسی کل موجودات زنده و عوامل غیر زنده یک زیستگاه مانند حلقه های به هم پیوسته یک زنجیره حیاتی از ارزش برخوردار هستند ولی هنوز مدیریت شکار که در جوامع غربی ریشه در تاریخ این جوامع دارد از ارزش و اعتبار برخوردار است. در دیدگاه قدیمی این شیوه مدیریت زیستگاه، جانوران درنده چون گرگ و سیاه گوش و عقاب طلایی باید به وسیله قرقبان ها نابود شوند تا جمعیت قرقاول و گوزن افزایش یابد. تا سی و اندی سال پیش قرقبانان جاجرود سعی در شکار پلنگان در مناطقی چون اطراف «کفه فیروزه» داشتند تا قوچ و میش ها پراکنده نشده و گله های سنگین تشکیل دهند. در اسکاتلند نیز که با هزینه سنگین پس از دهه ها نسل عقاب دریایی دم سفید احیا شده با تعجب هنوز قرق بان های املاک خصوصی دزدانه به مسموم کردن این شکوه آسمان ها مشغولند.

اما روی دیگر سکه فشار سگ های فراری و یا گله بر جمعیت های جانوران وحشی است. در کشور لهستان جنگلبانان و شکاربانان به لحاظ قانون مجاز به شلیک به سوی سگ و یا گربه ای هستند که بیش از 600 متر از خانه مالک خود دور بوده  باشد. یکی از نمونه های بارز منفی سگ های فراری(و نگوییم ولگرد) اثر آنها بر جمعیت جزیره ای شده گوسپندان کوهی مجموعه جاجرود است. به دلیل نزدیکی جوامع انسانی و وفور زباله، سگ های فراری در کنار شغال آنگونه تاثیر منفی بر جمعیت گوسپندان کوهی گذاشته اند که محیطبانان ناگزیر به کشتن آنها هستند. تقریباً در تمامی زیستگاه های ایران سگان گله در کنار کشتن و فراری دادن گیاهخوارانی چون گوسپند کوهی به رقابت با دیگر گوشتخواران مشغولند. گزارش هایی مبنی بر کشته شده سیاه گوش و یوزپلنگ به وسیله سگ های گله در دست است و در کنار آن می باید به کشته شدن خرس و کاراکال بوسیله سگان نوکیسه گان روستایی و تصویر برداری این شاهکار(البته از دید خودشان) به وسیله گوشی همراه اشاره کرد. در گوشه و کنار جهان همراه با فزونی جوامع بشری و ازدیاد جمعیت سگان، خلوص ژنتیکی سگ سانان وحشی نیز در معرض خطر است. در استرالیا تنها نمونه های دینگوی خالص فقط در جزایر عاری از سگ یافت می شوند. بسیاری از گرگ های اتیوپی در کوه های سیمن به دلیل دورگه شدن با سگ های اهلی و فراری پاکی نژاد خود را از دست داده اند. در آمریکا جفتگیری سگ های فراری با کایوت گونه ای دورگه بنام Coydog را ایجاد کرده که متهم اصلی در حمله به انسان و دام است. در ایران نیز افزایش جمعیت سگ ها از سویی و محدود شدن زیستگاه گرگ ها از سوی دیگر آنها را ناچار به همزیستی کرده است. بنا بر یک مشاهده در یک دپوی زباله در لرستان سگ های فراری و گرگ ها برادروار در کنار هم به تغذیه مشغول بودند. اکنون نمونه هایی از سگ سانان دورگه حاصل از این عشق نافرجام در موزه های تاریخ طبیعی همدان و خرم آباد موجود است.

در چند سال گذشته یک بیماری واگیردار چند صد شیر از جمعیت شیرهای پارک ملی سرنگتی کشور تانزانیا را نابود کرد که پژوهشگران پس از مدتی سگ های فراری را عامل انتقال این بیماری به این گربه سان یالدار دانستند. در اوایل قرن بیستم آخرین بقایای گرگ تاسمانی (تایلاسین) جزیره تاسمانی گرفتار بیماری پوستی مرگ آفرینی شدند که به احتمال زیاد از طریق سگ های وارد شده به این زیستگاه، به آن مبتلا شده بودند. آخرین نمونه گرگ تاسمانی شکار شده در سال 1930 نیز به این بیماری مبتلا شده بود.

در چند سال گذشته داستان گرگ های آدم خوار استان همدان مساله ساز شده و عده ای مامور به قطع نسل و فراری دادن آنها شدند. از سوی دیگر در همین منطقه و مناطقی چون ساوه عده ای مدعی معرفی گرگ های مقید به قلاده بوسیله سازمان حفاظت از محیط زیست شده بودند. بررسی های دقیق تر این احتمال را نشان دادند که این سگ سانان در واقع دورگه های سگ و گرگ معروف به «گرگاس» هستند که چون در چند سال گذشته نگهداری آنها مد شده بود، به وسیله عده ای نگهداری و پس از رشد و خسته شدن مالکان آنها در طبیعت رها شده بودند؛ به دلیل عدم شناخت از چگونگی زندگی در طبیعت به ناچار حاشیه نواحی مسکونی را به عنوان زیستگاه انتخاب کرده و باعث بروز تلفات شدند. بررسی جمجمه و چینش دندان دو نمونه گرگ که در فرانسه قرن هیجدهم(عهد لوئی پانزدهم) باعث تلفات انسانی زیادی شده بودند ثابت کرد که در واقع متهم اصلی دورگه های سگ-گرگ بوده اند که به دلیل زیستن در کنار جوامع انسانی و حمله به دام و انسان گرگ ها را بدنام کردند و آنگونه در فرانسه به کشتار گرگ ها دست زدند که در سال 1946 آخرین گرگ بومی کشته شد و گرگ های کنونی فرانسه سرریز جمعیت گرگ های آلپ ایتالیا هستند.

در تمامی نقاط جهان برنامه هایی برای کنترل جمعیت سگان فراری وجود دارد. در کشورهایی این سگان را زنده گیری کرده و پس از انجام رسیدگی های دامپزشکی در مراکزی برای یافتن مالکی جدید نگاه می دارند؛ معدوم کردن آنهم به شیوه ای انسانی مانند تزریق آخرین راه است. اما باید شرایط حاکم و موجود در ایران را سنجید. هرچند صحنه کشتن سگی درمانده پیش روی مردم، باور ذهنی ایجاد می کند که کشتن و خون ریختن را برای سرگرمی مجاز شناخته و رفتارهایی مانند زنده زنده سوزانیدن سگ با نفت و قطع دم گربه را در جوامع سنتی و فرهنگ خرافی به دنبال دارد(تا چند دهه پیش زدن سگ از مستحبات به شمار می رفت) ولی در زیستگاه هایی چون جاجرود و توران شلیک به سوی سگان مهاجم تنها راه حفظ امنیت این زیستگاه ها است. تصاویر پیوست نمونه سگ سان به احتمال زیاد دورگه گرگ-سگ موجود در موزه تاریخ طبیعی همدان است.

نمونه سگ سان به احتمال زیاد دورگه(سگ-گرگ) - موزه تاریخ طبیعی همدان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |