گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

دگرگونی در گذر یک سده

 

کوشان مهران

روز بیست و هفتم فوریه سال 1904 برای شکارچیان شهر Lusatia در مرکز آلمان روز پر افتخاری بود. پس از مدت ها جنگ و گریز شکار یک قلاده گرگ به وزن 41 کیلوگرم و طول از پوزه تا انتهای دم 1.6 متر و ارتفاع شانه 80 سانتیمتر برای جنگلبانی که او را مورد هدف قرار داد، 100 مارک دست لاف و کله گرگی به ارمغان آورد. پس از چند روز نمایش عمومی، این گرگ تاکسیدرمی شده و اکنون در موزه شهرداری در معرض دید قرار دارد. روزنامه محلی در همین زمان با افتخار نوشت:

«در 100 سال گذشته هیچ گرگی در Lusatia در قلب آلمان کشته نشده بود و نابودی این آخرین شیطان در قرن جدید برای ما نوید روزها و سال های پر از امیدی را می دهد».

بنابر مدارک موجود شارلمانی پایه گذار امپراتوری مقدس روم و فرمانفرمای سرزمین های آلمانی زبان در هر ایالت دو افسر را مامور نابودی گرگ ها و دیگر درنده گان نموده بود تا با تولید دام بیشتر بر میزان درآمدهای امپراتوری رایش اول افزوده گردد. مرد آلمانی انسان سخت کوشی است. موسیقی، معماری، فلسفه و دیگر هنرها همه آکنده از شاهکارهای اقوام ژرمانی است و در این میان ریشه کن نمودن گرگ ها امری نبود که به محاق فراموشی سپرده گردد. اسناد موجود در بایگانی کلیساها، نجیبزادگان و شهرداری نشان دهنده کشتار هدفمند گرگ و دیگر گوشتخواران در برابر پرداخت دست لاف و جایزه می باشد. به تدریج و از اوایل قرن سیزدهم در کنار فشار مستقیم شکار، پاکتراشی جنگل ها برای ساخت ناوگان بازرگانی و جنگی و ساختمان سازی و تولید ذغال باعث کاهش شدید و نابودی تدریجی گرگ و بسیاری جانوران مانند گاو وحشی اوروش، بیزون اروپایی، گوزن الک و اسب وحشی اروپایی در سرزمین های آلمانی زبان گردید و رواج سم استریکنین در قرن نوزدهم در کنار انواع تفنگ های گلوله زنی آخرین شانس بقای گرگ را از میان برداشت.

ولی از نیمه دوم قرن بیستم به تدریج بر اثر کوشش های بی پایان و دلسوزانی جانورشناسانی همچون دیوید میچ به تدریج افسانه هایی مانند گرگ خونخوار شنل قرمزی جای خویش را به اهمیت وجود این پسر عموهای مغولی چشم سگان با وفا داد. در همین دوره به تدریج جمعیت هایی از گرگ ها از رود مرزی اودر میان لهستان و شرق آلمان عبور نموده و پس از مشاهده افراد سرگردان به تدریج شروع به زادآوری و پایه گذاری قلمرو در مرزهای کنونی آلمان پس از جنگ جهانی دوم نمودند. البته در کنار مرگ و میر ناشی از برخورد با خودروها، هنوز شکارچیان و دامدارانی در آلمان همانند دیگر نقاط جهان وجود دارند که گرگ را به چشم رقیبی خونخوار نگریسته و در کنار اعتراض آشکار به برنامه های احیای جمعیت گرگ و دیگر گوشتخواران (همچون خرس و سیاه گوش) از هیچ فرصتی برای مسموم نمودن، تله گذاری و شلیک مستقیم خودداری نمی نمایند.

زادآوری طبیعی گرگ ها در سال 2009 در Lusatia نشان دهنده قدرت بالای زیستگاه و زیستمندان آن برای احیای جمعیت در صورت عدم مداخله زیانبار انسان می باشد.

و اما این نوشتار چه ربطی به ما دارد؟

امن کردن زیستگاه، جلوگیری از دست اندازی هر تفنگ بدست غیر مسئول و چوبدار طماع می تواند طی یک دهه دشت های ایران را اگر به اغراق نگوییم لبالب، بلکه تا آستانه برد زیستگاه مملو از آهو و گورخر و گوسپند کوهی و پازن خواهد نمود و این تنها شرط احیای جمعیت گوشتخواران بزرگی مانند یوزپلنگ و پلنگ خواهد بود و نه برنامه های نمایشی معمول مانند نگاهداری سه سر گوزن زرد نر به مدت سه سال برای احیای این گونه در لرستان و یا دیگر برنامه ها.

می گویند در شهر اسکندریه یکی از شاهزادگان بطلمیوسی را نزد استادی برای آموزش ریاضی و هندسه گذاشته بودند و شاگرد به پشتوانه مقام شاهزادگی از آموزگار تصور یک نوکر را داشت و دل به آموختن نمی داد. روزی به طعنه از استاد پرسید:

آیا شیوه ساده تری برای درک مفاهیم ریاضی وجود ندارد؟

استاد تعظیم نمود و پاسخ داد:

خیر قربان، برای آموزش ریاضی هیچ راه حل شاهانه ای وجود ندارد و تنها تلاش و پشتکار است که در نهایت پاسخگو خواهد بود!

گرگ آلمان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |