پسرعموهای دردسرساز
خانواده سگ سانان(Canidae) از معروفترین گونه های حیات وحش هستند که در تمامی قاره ها به جز قطب جنوب حضور دارند و دارای پراکنش وسیعی در سطح جهان می باشند. از بین 34 تا 37 گونه از این خانواده گسترده، 7 گونه از آنها شامل سگ اهلی یا خانگی(Canis familiaris)، گرگ خاکستری(Canis lupus)، شغال(Canis aureus)، روباه قرمز(Vulpes vulpes)، شاه روباه(Vulpes cana)، روباه شنی(Vulpes rueppellii) و روباه ترکمنی(Vulpes corsac) در کشور ما حضور دارند. در این میان سگ ها جزو حیات وحش نبوده و حیوانات خانگی محسوب میشوند و بقیه جانوران فوق الذکر از گونه های وحشی به حساب می آیند.
به غیر از گزارشات اندک و نه چندان معتبر از حضور سگ وحشی آسیایی(Cuon alpinus) یا Dhole در سالهای دور در استان سیستان و بلوچستان، هیچ سگ وحشی در کشور ما وجود نداشته و از دیرباز زیستگاه های طبیعی ایران عرصه زندگی سگ ها نبوده است و تمامی سگ های باقی مانده از حیوانات خانگی و نه وحشی، محسوب میشوند. این بدان معناست که سگ مانند دام، طیور و حیوانات نگهداری شده توسط انسان، جزو حیات وحش نبوده و همیشه باید تحت نظر و کنترل آدمی باشد و در صورت ورود آزادانه و بدون قید به اکوسیستم یا طبیعت و حتی در مناطق مسکونی، معضلات و مشکلات فراوانی را برای گونه های حیات وحش و انسان ها بوجود خواهد آورد.
اطلاعات معتبر و قابل اتکایی از وضعیت و جمعیت دیگر گونه های سگ سانان در کشور ما وجود ندارد و هیچ پژوهش و تحقیقی در خصوص نوسانات جمعیتی یا کیفیت زیست گرگ خاکستری، شغال و روباه ها انجام نگرفته است. با این وجود به دلیل تخریب زیستگاه، شکار غیرقانونی و تغییرات آب و هوایی مسلما این گونه های مقاوم نیز تحت تاثیر قرار گرفته اند. به نظر میرسد در برخی مناطق و به دلیل شرایط خاص، جمعیت برخی گونه های سگ سانان مثل گرگ، شغال و روباه معمولی افزایش پیدا کرده است. افزایش باغات، گلخانه ها و مزارع کشاورزی، توسعه دامداری صنعتی و افزایش صنایع پرورش طیور و عدم مدیریت پسماند و زباله ها در برخی مناطق کشور منجر به افزایش جمعیت غیرعادی و مضر شغال و روباه معمولی(قرمز) شده است که تبعات آن برای عرصه های طبیعی آرام آرام نشان داده خواهد شد. در خصوص گرگ خاکستری هیچ گونه تحقیقات جامع و معتبر جهت تعیین افزایش یا کاهش جمعیت آنها صورت نگرفته است اما شواهد و گزارشات نشان میدهد در برخی مناطق جمعیت آنها افزایش زیاد و تا حدودی غیرطبیعی پیدا نموده است که علت آن مشخص نیست و در مقابل در برخی مناطق بسیار کاهش یافته است که دلیل آن تخریب زیستگاه و شکار مستقیم گرگ یا طعمه های آن می باشد. در خصوص روباه شنی، روباه ترکمنی و شاه روباه نیز اطلاعات معتبری در دسترس نیست اما به نظر میرسد جمعیت این سه گونه به دلایل گوناگون یا رو به کاهش است یا تغییر چندانی ندارد.

(سگ و گرگ)
در کنار تمامی عواملی که باعث کاهش یا افزایش جمعیت سگ سانان وحشی کشور شده است(که هر دو وضعیت برای طبیعت و اکوسیستم مضر است)، موضوع هیبرید شدن، دورگه شدن یا آمیزش و زادآوری اعضای متفاوت خانواده سگ سانان، از معضلاتی است که به نظر میرسد خطر بزرگتر و جدی تر برای گونه های ارزشمند این گروه از حیات وحش بحساب می آید.
در نوبت های قبل به صورت مختصر به این موضوع پرداخته شده و تفاوت های اعضای خانواده مثل سگ و گرگ و چگونگی پدید آمدن هیبریدها مورد بحث قرار گرفته اند. در اینجا قصد داریم به صورت جامع و کامل به این موضوع پرداخته و گریزی نیز به مبحث رهاسازی یا معرفی گرگ به طبیعت توسط سازمان محیط زیست داشته باشیم.

(جانور دورگه"سگ-گرگ" ، تصویر از هادی اسکندری)
گزارشات، تصاویر و مشاهدات زیادی توسط محیط بانان، کارشناسان، عکاسان و دوربین های تله ای وجود دارد که نشانگر حضور سگ های ولگرد در عرصه های طبیعی به صورت انفرادی یا به همراه گرگ و شغال، و جانوران دورگه(سگ-گرگ، سگ-شغال) به صورت مستقل یا به همراه گروهی دیگر از سگ سانان است. این موارد ضربه جبران ناپذیری به تنوع زیستی و ژنتیکی کشور زده و نسل سگ سانان ارزشمند مانند گرگ خاکستری و شغال را جدا تهدید میکند. جانوران دورگه که معمولا از آمیزش سگ با گرگ یا شغال پدید می آیند(در روباه ها این اتفاق روی نمیدهد) مشکلات فراوانی را به وجود می آورند. به غیر از تهدید جمعیت و تنوع ژنی گونه ها و از بین بردن گونه خالص در حیات وحش، جانور پدید آمده برای جوامع انسانی و دام ها خطرات بسیار زیادی دارد. این جانوران همانند گونه های حیات وحش حالت تهاجمی و ذات وحشی دارند اما به دلیل خلق و خوی سگ ها که آن را نیز به ارث برده اند، از انسان ها و مناطق انسانی ترس و واهمه نداشته و به راحتی در آنها تردد میکنند و باعث خلق فجایع جبران ناپذیری میشوند.
نکته جالب اینجاست که سگ های نگهبان و روستایی این جانوران دورگه را میپذیرند و در جمع خود راه میدهند بدون آنکه اعلام خطر نمایند و به همین دلیل سگ-گرگها(یا سگ-شغال ها) به راحتی وارد مناطق مسکونی یا دامداری ها میشوند و باعث کشتار دام های انسان یا متاسفانه حمله به انسانها مخصوصا افراد ضعیف و ناتوان میشوند. در یکی دو دهه اخیر فجایع جبران ناپذیری از حمله جانوران وحشی به مردم و علی الخصوص کودکان در استان های کردستان، زنجان، همدان و مناطق همجوار صورت پذیرفت که باعث کشته شدن دردناک چندین کودک گردید. همچنین دام های اهلی نیز مانند تمامی مناطق کشور مورد حمله گرگ ها واقع شدند. مردم این مناطق همگی گرگ را مقصر اصلی این حمله ها دانسته و به دلیل بغض و کینه پدید آمده دست به کشتار گرگ ها زدند. در صورتی که این کشتار خودسرانه و بدون کارشناسی تبعات به مراتب ناگوارتری برای آن مناطق رقم خواهد زد.

(سگ-گرگ، طالقان، مشاهده شده نزدیک روستا و در بین سگ های روستا، تصویر از احسان سلیمانی)
بسیاری از کارشناسان و متخصصین این گونه حملات و کشتارها را از سگ سانان وحشی بعید دانسته و اعتقاد دارند متهم اصلی جانوران دورگه یا سگ-گرگها هستند که به راحتی وارد روستاها و مزارع میشوند و بدون واکنش سگ های نگهبان، به انسان ها حمله میکنند. همچنین برخی معتقدند سگ های ولگرد که به صورت آزادانه در طبیعت پرسه میزنند به دلیل بیماری یا موارد خاص خوی تهاجمی گرفته و دست به حمله میزنند.
این نظرات به سه دلیل ارائه میشود:
1. جانوران وحشی اصولا و ذاتا از مناطق انسانی دوری گزیده و از انسانها و سگ های آنان ترس داشته و ندرتا در شرایط خاص مانند فصول سرد، بارش برف و کولاک، مکان های دور از محل های انسانی و نبود سیستم های دفاعی برای انسان ها مانند سگ گله و نگهبان یا حضور تنهای فرد در طبیعت یا زمین های کشاورزی و باغات، به انسان یا دام های اهلی حمله میکنند و اتفاقات رخ داده با نحوه رفتار و زندگی حیات وحش تناقض زیادی دارد. همچنین سگ های این مناطق هیچ واکنشی بحضور یا رفت و آمد جانوران مهاجم نشان نداده و اعلام خطر نکرده اند. در صورتی که سگ ها فقط با شناسایی بوی گرگ حضور آن را اعلام میکنند.
2. با وجود حضور گرگ در اکثر مناطق و استان های کشور و رفت و آمد مردم محلی و مخصوصا عشایر در عرصه های طبیعی حتی به صورت انفرادی، هیچگاه چنین حملات و مواردی مانند حمله به انسان ها و کودکان در روستاها و زمین های کشاورزی از مناطق دیگر کشور گزارش نگردیده است و کودکان عشایر با اینکه تمامی لحظات خود را در زیستگاه های گرگ ها میگذرانند مورد حمله واقع نشده اند. این امر نشانگر وجود شرایطی خاص در استان های ذکر شده می باشد که بررسی کارشناسانه میتواند موضوع را روشن نماید.
3. در برخی از مناطق فوق الذکر که حملات جانوران وحشی فجایع جبران ناپذیری به وجود آورده است، رسم زنده گیری توله گرگ ها و آمیزش دادن آنها با سگ برای تولید جانوری دورگه بین چوپانان و دامداران و مردم محلی وجود دارد که متاسفانه پس از انجام این عمل و تولید سگ-گرگ یا گرگاس، جانور پدید آمده اغلب فرمانبردار نبوده و خوی وحشی بیشتری دارد که انسان را مجبور به رهاسازی آن در طبیعت میکند که این جانور به دلیل حضور در کنار انسان ها، ترسی از محدوده های انسانی نداشته و به راحتی در آن تردد میکند و چون فنون شکار در طبیعت را یاد نگرفته است، مجبور میشود برای تامین غذا به دام های انسان یا شوربختانه به افراد ضعیف حمله کند.

(سگ و گرگ در کنار هم، ترکیه)
کشتار خودسرانه گرگ ها در هر منطقه ای باعث بهم ریختن نظم خانوادگی و عدم یادگیری آموزش های کافی در بین گروه ها و دسته های گرگ میشود. این موضوع دو پیامد نامطلوب خواهد داشت که به حمله بیشتر گرگ ها به دام های انسان و عبور و مرور در حوالی مناطق انسانی برای یافتن غذا(اطراف دامداری ها، مرغداری ها یا محل های پسماند) و افزایش سگ-گرگ ها خواهد انجامید. در صورت کشته شدن گرگ های آلفا و رهبر گروه ها، افراد باقی مانده دسته نمیتوانند فنون شکار را به درستی یاد گرفته و هنگامی که افراد شکارگر و ماهر گروه را از دست داده اند، مجبورند برای تامین غذا به منابع و راههای آسان تری دست پیدا کنند که بوی دامداری ها، مرغداری ها، زباله ها و پسماند آنها را جذب میکند و حضور در این مناطق تعارض با انسان ها را افزایش میدهد. این نزدیکی به انسان ها و محل های ذکر شده باعث برخورد گرگ با سگ های ولگرد یا سگ های نگهبان و گله میگردد که به دلیل عدم حضور گرگ های آلفا و تجربه آنها، این دو گونه متفاوت یکدیگر را پذیرفته و آمیزش صورت میپذیرد که منجر به تولد سگ-گرگها خواهد شد. اغلب گرگ های رهبر و سردسته اجازه ورود غریبه ها به گله و آمیزش با آنها را نمیدهند اما در صورت نبود آنها این امر اتفاق خواهد افتاد.

(حضور سگ-گرگ در میان گله گرگها، سمنان، تصویر از محمد سلامی)
کشتن گرگ ها علاوه بر برهم زدن نظام اجتماعی و خانوادگی که تبعات آن اشاره گردید، باعث کاهش جمعیت گرگ ها و افزایش گرگ های منفرد خواهد شد که به دلیل افزایش سگ ها(به خصوص سگ های ولگرد که راحت تر مورد پذیرش متقابل توسط گرگ ها قرار میگیرند به نسبت سگ های گله و نگهبان) آمیزش و جفت گیری بین این دو گونه رخ خواهد داد و گرگ ها به دلیل نداشتن خانواده و جامعه مطلوب، سگهای ولگرد را پذیرفته و دورگه ها بیشتر تولید خواهند شد. بنابراین حذف گرگ ها به صورت خودسرانه نه تنها حملات آنها را کاهش نمیدهد بلکه تبعات بسیار بدتری برای انسان و اکوسیستم به دنبال خواهد داشت.

(گرگ به دنبال سگ- پارک ملی ساریگل، خراسان شمالی- دوربین تله ای انجمن یوزپلنگ ایرانی)
اما راهکار مشکل چیست؟
1. سگ ها در کشور ما جزو حیات وحش نبوده و جزو حیوانات خانگی و دست پرورده انسان بحساب می آیند. این گونه دقیقا مانند دام و طیور اهلی باید تحت کنترل و نظارت انسان و هر کدام دارای فرد صاحب مسئولیت مشخص باشند. سگ های ولگرد که به صورت آزادانه و بدون کنترل در تمامی مناطق کشور حضور دارند، باعث صدمات زیادی به انسان ها، دامها و اکوسیستم می شوند که به چند مورد آن در این مطلب اشاره شد. حتی سگ های گله و نگهبان در صورت نبود کنترل و دور شدن از محل مشخص خود و حضور در طبیعت، ضربه های جبران ناپذیری وارد خواهند کرد. این موضوع افزایش پدید آمدن دورگه ها(سگ-گرگ، سگ-شغال)، از بین رفتن خلوص ژنتیکی گونه ها و مشکلات ناگوار بعدی را به همراه خواهد داشت. به همین دلیل سگ های ولگرد در کل کشور به هر روش و وسیله ای باید هرچه سریعتر جمع آوری گردیده و از ورود دوباره آنها به طبیعت جلوگیری شود. همچنین صاحبان سگ های خانگی موظف شوند کنترل صحیحی در قبال سگ های خود داشته و از دور شدن آنها از محل خود جلوگیری بعمل آورند و مانع اختلاط آنها با گونه های وحشی شوند. در غیر اینصورت طبق طرح مقابله با سگ های ولگرد با آنها برخورد گردد.
همچنین عزم جدی و اقدامی موثر و گسترده در سطح کشور برای مدیریت اصولی پسماند و زباله لازم است تا هیچ زباله و پسماندی در دسترس جانوران قرار نگیرد.
این دو اقدام همگام با یکدیگر و در صورت انجام کامل و درست به نتیجه ای مطلوب خواهد انجامید و عمل کردن به یکی از آنها دردی را دوا نخواهد کرد. البته حذف سگها اگر به صورت جامع و گسترده انجام بپذیرد که دیگر جانوری برای تولیدمثل وجود نداشته باشد، به رفع سریعتر مشکل منجر خواهد شد.
2. از زنده گیری گرگ و آمیزش گرگ با سگ خودداری گردد و ارگان های مربوطه در صورت انجام این عمل، برخورد موثر با فرد یا افراد خاطی انجام دهند.
3. از کشتار خودسرانه و بدون کارشناسی گرگ ها، به صورت جدی جلوگیری بعمل آمده و سعی در احیای نظام اجتماعی و خانوادگی و گله های پر تعداد گرگ شود.
4. سازمان حفاظت محیط زیست مستقیما وارد عمل شده و با بررسی دقیق و کارشناسی و شناسایی مطمئن گونه ها، اقدام به حذف جانوران دورگه نماید.

(سگ-گرگ در منطقه حفاظت شده شاسکوه، خراسان جنوبی، تصویر از محمدرضا بسملی)
در سالیان اخیر بارها موضوع رهاسازی گرگ توسط سازمان محیط زیست یا گرگ های پلاک دار، نقل اخبار و گزارشات مردمی بوده است. مردم بسیاری از مناطق کشور ادعا میکنند(حتی برخی مدعی هستند که مشاهده مستقیم داشته اند!) سازمان محیط زیست اقدام به رهاسازی گرگ در منطقه آنها نموده است که این گرگ ها دارای پلاک مشخص می باشند. در برخی نواحی نیز این گرگ ها با اسم گرگ های باغ وحشی که ترسی از انسان ندارند نام برده و مقصر اصلی تمامی حمله ها به دام یا انسان شناخته میشوند. مردم نیز به باور خود و برای تلافی عمل محیط زیست، دست به کشتار خودسرانه گرگ های مناطق خود میزنند که متاسفانه مشاهده شده برخی از ارگان ها و سازمان ها نیز در این عمل آنها را همراهی و تشویق میکنند.
تا به حال هیچ برنامه، طرح یا اقدامی جهت رهاسازی گرگ در هیچ کجای کشور وجود نداشته و هیچ سند و مدرکی در این خصوص در سازمان محیط زیست یا ارگان های دیگر وجود ندارد. طبق گزارشات تمامی کارشناسان نیز در هیچ کدام از استان های کشور تا به حال این عمل انجام نگرفته است. شاید در برخی موارد بسیار محدود و اندک آن هم یک یا دو قلاده گرگ پس از زنده گیری از طبیعت به دلایل مختلف مانند زخمی شدن، گیر افتادن در تله یا استخر، حضور در مناطق مسکونی و ... به طبیعت بازگردانده و رهاسازی شده باشند اما هیچ طرحی در این خصوص وجود نداشته و ندارد و گرگ های مذکور نیز در محل هایی که زنده گیری شده و زیستگاه خود هستند رها میشوند. امکان رهاسازی خودسرانه گرگ توسط برخی باغ وحش ها یا اشخاص حقیقی وجود دارد که به هیچ وجه در این حجم عظیم و گسترده و در این تعداد نمیتواند باشد.
جالب است که با وجود تصاویر بسیار زیاد از گرگ ها در مناطق مختلف کشور و حتی تصویر گرگ های کشته شده توسط مردم، هیچ کدام دارای قلاده یا پلاک نبوده و ما نیز مشتاقانه منتظر رویت یکی از این پلاک ها یا قلاده هایی هستیم که مردم همیشه از آنها صحبت به میان می آورند! و بیشتر به نظر میرسد این موضوع نوعی سواستفاده و دلیلی برای اقدامات تلافی جویانه میباشد.

(سگ-گرگ، شهرستان سبزوار، خراسان رضوی، تصویر از سعید داوری)
گرگ ها دارای پیچیده ترین و زیباترین اجتماعات خانوادگی در بین تمامی گونه های حیات وحش هستند و با حذف گونه های مریض، ناتوان و بیمار در بین گله ها سلامت دیگر گونه ها و زیستگاه را تضمین میکنند. هنگامی که بیماری در بین علف خواران و طعمه های گرگ پدیدار شود، گرگ ها بسیار زودتر از انسان تشخیص داده و اقدام به حذف گونه های بیمار که قدرت دفاعی خود را از دست داده و شکار راحت تری دارند می نمایند. متاسفانه در برخی مناطق کشور، کشتار گرگ ها چه توسط مردم محلی چه توسط ماموران سازمان، باعث کاهش جمعیت گرگ ها، بهم خوردن نظم گروهی و عدم شکار گونه های بیمار گردید که تبعات آن به سرعت گریبان مناطق را گرفت.
افزایش سگ های ولگرد و گسترش بیماری بین آنها که منجر به حملات به دام و انسان میشود(گزارشات و مستندات در خصوص حمله سگ ها وجود دارد)، عدم کنترل صحیح سگ های گله و حضور آزادانه آنها در عرصه های طبیعی به همراه کاهش جمعیت گرگ و شغال در اکثر مناطق کشور باعث بوجود آمدن بزرگترین خطر برای خانواده سگ سانان، یعنی تهدید ژنتیکی آنها شده است که گرگ و شغال به عنوان گونه های حیات وحش ضربه بیشتری از این امر خواهند دید که متاسفانه این امر برای دستگاه های متولی و بسیاری از کارشناسان و دوستداران حیات وحش نادیده گرفته شده است. لزوم انجام یک تحقیق و پژوهش گسترده و جامع توسط نیروهای فعال و متخصص در سطح کشور و به خصوص در مناطق حساس در خصوص مشکل دورگه ها و سگ هایی که در عرصه های طبیعی جولان میدهند احساس میشود.

(گرگ ایرانی"Canis lupus pallipes" - استان سمنان - تصویر از محمد سلامی)
