گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

به دنبال گرگ ها در قمیشلو

 

یوزنامه، سال پنجم، شماره 14، پاييز و زمستان 1388

 

گروه پژوهش - فاطمه حسينی زوارئی

 

تعارض ميان انسان و حيات وحش يكي از موضوعات مهم و فراگير حفاظتي است كه نگرانی هایی را در ميان حفاظت كننده ها ايجاد نموده است. رايج ترين تعارضات ميان انسان و گوشتخواران زمانی رخ می دهد كه گوشتخواران از دامهای اهلی تغذيه می كنند(تروز 2002). اين كه مردم تا چه حد خسارات وارده از سوی حيات وحش را تحمل می نمايند تحت تاثير عوامل اجتماعی-اقتصادی است(اولی و همکاران 1994).

گرگ يكی از طعمه خواران عمده در اكثر زيستگاه های كشور به شمار رفته كه معمولا بالاترين تعارض را با مردم محلی به ويژه دامداران دارد. ازهمين رو، باور عمومی بر اين است كه گرگ، دشمن اصلی دام های اهلی است. در عين حال بر اساس مطالعات صورت گرفته، گرگها زيستگاه هايی را ترجيح می دهند كه جمعيت مناسبی از علفخواران وحشی در آن وجود دارد و نه علفخواران اهلی؛ از اين رو، به نظر میرسد كه گرگها هميشه قربانی تفكر منفی عموم مردم و حتی كارشناسان شده اند. پناهگاه حيات وحش قمیشلو به دليل دارا بودن جمعيت بالايى از سمداران وحشى در كنار حضور فصلی دامهای اهلی، يكى از مناسب ترين زيستگاهها برای مطالعه بوم شناسی گرگ در كشور است.

پارك ملی و پناهگاه حيات وحش قمشلو با مساحت 89813 هكتار در شمال غربی شهرستان اصفهان و در فاصله 25 کيلومتری شهر اصفهان واقع شده است. آثار باستانی، بناهای تاريخی و درختان كهنسال باغ معروف قمشلو گواهی میدهد كه اين پناهگاه در زمان قاجار يكی از بهترين شكارگاه های مسعود ميرزا، حاكم اصفهان و پسر ارشد ناصرالدين شاه بوده است. قمشلو يكی از زيستگاههای مهم و با ارزش گونه قوچ و ميش اصفهان است. آهوی ايرانی، كل و بز، گرگ، شغال، روباه، كفتار، پلنگ*، گوركن، تشي، خرگوش، موش و جربيل از ديگر پستانداران اين منطقه اند.

گرگها در قمشلو در اكثر بخشهاى منطقه مشاهده مى شوند. یک دليل پراكنش بالای گرگها در اين منطقه، توانايی پيمايش مسافت های زياد در بازه زمانی كوتاه است كه همين امر احتمال مشاهده آنها را در سرتاسر منطقه افزایش می دهد. همچنين گرگها در همه فصول سال در قمشلو قابل مشاهده اند. اما نكته قابل توجه اين است كه جمعيت گرگها در زمستان افزايش محسوسی دارد. بر اين اساس میتوان فرض كرد كه جمعيت گرگها در منطقه قمشلو شامل دو گروه است:

1. گرگهای بومی: که همه ی سال را در منطقه قمشلو می گذرانند و ساكن دائمی منطقه محسوب می شوند.

2. گرگهای مهاجر: اين گرگها فصول گرم را در شمال(منطقه موته و فریدن به عنوان ییلاق) و فصول سرد سال را در قمشلو(به عنوان قشلاق) می گذرانند.

البته آزمون اين فرضیه ها نيازمند انجام مطالعات بيشتر در زمينه ژنتيكی و راديوتله متری است.

بر اساس مكان يابی 51 نقطه مشاهده مستقيم گرگ توسط گروه پژوهشى و محيط بانان منطقه، در طول يک دوره مطالعاتى دوساله، بيش از نيمی از مشاهدات گرگ در اين منطقه در داخل و نزديكی محدوده های امن رخ داده است. بيشترين گشت محيط بانان در خارج از محدوده های امن و عموما در نوار مرزی منطقه به منظور كنترل متخلفان صورت می گيرد.

همچنين بر اساس نقشه پراكنش گرگها در قمشلو، به نظر میرسد كه نيمه شمالی اين منطقه نسبت به ساير بخش های منطقه تراكم پايین تری از گرگ دارد كه به نظر مى رسد يكى از دلايل آن تراكم كم سمداران وحشى در اين بخشها و در مقابل، تراكم بيشتر مراكز انسانى و جاده هاست. گرگها علاقه دارند كه برای جا به جايی ميان مناطق از جاده ها و گدارها استفاده نمايند، ولی به نظر میرسد كه آنها از جاده های پرتردد كه احتمال برخورد با انسان در آن زياد است، پرهيز می كنند. زيرا احتمالا آسیب پذيری آنها در جاده ها و در نتيجه برخورد با خودروهای عبوری كمتر است؛ به طوریكه در اين پژوهش، 30 درصد از گرگهای تلف شده، بر اثر برخورد با خودروهای عبوری از پا در آمده بودند. از اين رو، جاده تازه ساز نجف آباد در شرق منطقه و جاده علويجه در شمال منطقه كه پرتردد هستند، عوامل محدود كننده اى برای حضور و انتخاب زيستگاه گرگها به شمار می روند.

يكی از رایج ترين شيوه ها برای برآورد جمعيت گرگها، رديابی آنان روى برف است. از اين رو در اين مطالعه طی پنج روز پس از بارش برف در زمستان 1386، اكثر بخش هاى منطقه براى برآورد جمعيت گرگهاى منطقه مورد بررسى قرار گرفت. با در نظر گرفتن عدم يكنواختى تراكم و پراكنش گرگ در سرتاسر منطقه قمشلو و همچنين پارامترهاى زيستگاهى نمونه بردارى نشدن بخش هايى از قمشلو كه ظاهرا تراكم گرگ كمترى دارند(عمدتا شمال و شمال غرب منطقه)، حدود 50 تا 70 قلاده گرگ برای سرتاسر منطقه حدس زده میشود. البته لازم به ذكر است كه اطمينان بيشتر از اين آمار نيازمند تكرار بوده ولی به دليل عدم بارش برف مناسب طی زمستان 1387، عملا اين امكان فراهم نشد.

بر اساس مشاهدات مستقيم گرگ توسط گروه پژوهشى در اين منطقه، ميانگين دسته های گرگ 2/12(SD=1/41) بوده است. اندازه دسته های گرگ مشاهده شده در قمشلو معمولا بين يک تا چهار قلاده بوده و به ندرت از اين تعداد بالاتر میرود. در عين حال، گاهى دسته های بزرگتر هم ديده می شود. بزرگ ترين دسته مشاهده شده طی بررسی ها، شامل شش قلاده بوده است اما به ندرت دسته های بيش از 10 قلاده هم ديده شده كه البته بسيار نادرند. طعمه اصلی گرگ در قمشلو، جثه چندان بزرگی ندارد و همين امر احتمالا يكی از دلايل بزرگ نبودن اندازه دسته آن هاست.

رژيم غذايی گوشتخواران يكي از مهمترين جنبه های آشيان بوم شناختی آنان به شمار میرود كه نشان دهنده نوع طعمه قابل دسترس و ميزان فراوانی آن است. براى مطالعه رژيم غذايی، روشهاى متعددى وجود دارد و قابل اعتماد ترين آنها مشاهده مستقيم شكار است ولی اين شيوه هميشه عملی نيست؛ بنابراين در اين گونه مطالعات از دو روش پايش و ارزيابی لاشه شكار و تجزيه و تحليل سرگین ها استفاده می شود. در دوره مطالعاتی صورت گرفته، در مجموع، 83 لاشه شكار كه توسط گرگها از پا درآمده بودند يافته و مورد بررسی قرار گرفت كه در نتيجه نشان داده شد آهو برترين طعمه گرگ را در اين منطقه تشكيل داده و پس از آن قوچ و ميش طعمه مهم به شمار میرود. همچنين در اين مطالعه، بررسی 111 سرگين متعلق به گرگ، مبين آن است كه تنها 24 درصد سرگین ها محتوی موی آهو بوده درحالی كه بسامد حضور دام اهلی در سرگين گرگهاي قمشلو تقريبا دو برابر آهو بوده است. بدين ترتيب غذای اصلی گرگهای قمشلو دام اهلی با بسامد حضور 50 درصد و پس از آن آهو با بسامد حضور 31 درصد، قوچ و ميش با بسامد حضور 18 درصد و پرندگان با بسامد حضور 14 درصد است.  البته لازم به ذكر است با وجود اينكه غذای اصلی گرگها را دام اهلی تشكيل می دهد ولی دامداران بسيار علاقه مند به ماندن و چرای دامهايشان در منطقه هستند. آنها بر اين باورند كه در قمشلو به علت تراكم بالای آهو و قوچ و ميش، گرگها كمتر به گله آنان حمله می كنند درحالی كه در خارج از منطقه(مناطق قشلاقي مانند فريدن) ميزان حمله گرگها به دامشان افزايش می يابد.

نكته جالب توجه ديگر، حضور پرندگان به عنوان سومين بخش غذايی گرگها در منطقه قمشلو و مصرف بيشتر آن نسبت به سمداران متوسط جثه مانند كل و بز است.

رژیم غذایی گرگها در قمیشلو

 

هر ساله از پايان آذرماه تا ميانه فروردين ماه، حدود 30 گله دام اهلی از مراتع منطقه قمشلو به عنوان قشلاق استفاده كرده كه سبب آسیب های بسيار جدی و سنگين شده اند. بيش از نيمی از اين گله ها متعلق به روستاهای اطراف هستند و در اين ميان نيز دام داراني هستند كه برای گذراندن فصل قشلاق از فريدن به اين منطقه می آيند. ميانگين اندازه گله های دامداران(مجموع بز و گوسفند) 368/24 راس(194/33=SD) است كه نشان از گله های بزرگ در سرتاسر منطقه دارد.

بر اساس بررسی نوع تلفات دام های اهلی در حمله گرگها، نزديک به نيمی از تلفات متعلق به ميش و پس از آن متعلق به بز است. نكته جالب اینجاست كه نزديک به 75 درصد كل تلفات، دام های بالغ(ميش و بز) بوده و نابالغ ها(بره يا بزغاله) کمتر از 25 درصد تلفات را تشكيل ميدهد. علت اين امر شايد مراقبت بيشتر و دقیق تر از بره ها و بزغاله ها و کمتر فرستادن آنها به صحرا و نگهداری مستمر در داخل آغلهای دارای محافظ مانند سگ و چوپان است. یكی از مهمترين پيامدهای منفی دام اهلی در منطقه، حضور سگ های گله در سرتاسر منطقه است. بيش از 200 قلاده سگ گله در فصل چرا در اين منطقه وجود دارند كه با توجه به خوی تهاجمی آنها بارها به سمداران به ويژه آهو حمله ور می شوند كه در مناطق پوشيده از برف با دشوارى فرار می كند. در اين حالت حتى اگر موفق به شكار نشوند، کمترين اثر آن اختلال در امنيت سمداران است. همچنين پارک ملى و پناهگاه حيات وحش قمشلو از اطراف توسط سكونت گاههای انسانی متعدد احاطه شده كه همين امر باعث دسترسی شكارچيان می گردد. محیط بانان اين منطقه به طور خستگی ناپذيرى به صورت دائم و مستمر در منطقه گشت زده و حفاظت می كنند كه در موارد متعدد منجر به كشف لاشه شكار می گردد ولی تعداد اندک آنها و سهولت دسترسی شكارچيان به داخل منطقه، كار آنها را بسيار دشوار نموده است.

از مجموع عوامل تهديدكننده گرگ در قمشلو به نظر می رسد كه مهم ترين عامل، شكار مستقيم آن توسط انسان است. طی دوره اين مطالعه به مدت يک سال، در مجموع لاشه 10 گرگ در بخش های مختلف منطقه كه به دلايل متعدد از پا درآمده بودند كه -اين 10 مورد مرگ و مير يقينا بيش از اين تعداد بوده است - ملاحظه گرديده يا گزارش شد كه مرگ بيش از نيمی از آنها به طور مستقيم توسط انسان، به ويژه دامداران، بوده است.

در پايان به نظر می آيد براى كاهش تعارضات در اين منطقه، آموزش مفاهيمى همچون چگونگی كاهش رويارويی با گرگها(مانند عدم رفت و آمد انفرادی به زيستگاه ها به ويژه در فصل زمستان يا شبها وغيره)، راهكارهای كاهش تلفات دام به دليلي غير از حمله گرگ(مانند جاماندن در صحرا، بيماری و غيره)، چگونگى ضد گوشتخوار** نمودن آغلها و محل نگهداری شبانه دامها، لزوم زيست سمداران وحشى در منطقه، ارز شهای حيات وحش به ويژه گرگ در ميان جوامع محلی اطراف قمشلو سودمند باشد.

* طى مطالعات انجام شده در اين منطقه، گروه پژوهشى هيچ گاه آثارى دال بر وجود پلنگ در اين منطقه به دست نياورد و طبق اظهار نظر محيط بانان، از مشاهده پلنگ در اين منطقه سالها مى گذرد. با اين حال نمی توان همچنان احتمال حضور اين گربه سان را رد نمود.

** Predator-proof

 

منبع: یوزنامه - خبرنامه داخلی انجمن یوزپلنگ ایرانی

 

پی نوشت:

همان طور که در نوشته بالا اشاره شد نمی توان تعداد دقیقی برای گرگ های یک منطقه اعلام نمود و اعلام اطلاعات دقیق از جمعیت گرگ ها نیازمند تحقیقات بیشتری است. همچنین رفت و آمد صدها کیلومتری گرگ، سرشماری گرگ ها را مشکل می کند. به احتمال زیاد تعداد گرگ ها در قمیشلو نمی تواند بیشتر از 70 قلاده باشد و این تعداد گرگ در منطقه ای با این وسعت محدود به علت حضور طعمه بسیار مناسب و حضور دام ها به عنوان غذایی در دسترس است.

برخی از افراد مطلع می گویند در سالهای گذشته به دستور اداره محیط زیست و حتی خود محیط بانان اقدام به کشتن گرگ های قمیشلو می کردند تا تعداد سم داران به خصوص آهو افزایش یابد.

حال اینکه هنوز این امر اتفاق می افتد یا نه مشخص نیست...

گرگ ایرانی - پارک ملی قمیشلو اصفهان - حسن مقیمی

گرگ ایرانی - پارک ملی قمیشلو - حسن مقیمی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |