گرگ های بیجار
چند سال پیش، گرگی به دختربچه ای در یکی از روستاهای حاشیه «منطقه حفاظت شده بیجار» حمله کرده که با کمک مردم نجات یافت. ولی سوگمندانه سال بعد از آن باز هم گرگ به همان روستا رفته و به آن دختربچه حمله برده که این بار دختر جان سالم بدر نبرد.
تا اواخر دهه 1350 مساحت منطقه حفاظت شده بیجار در حدود 700 هزار هکتار بود که پس از واگذاری 40 هزار هکتار به عنوان افزایش زمین های زیر کشت دیم(و در واقع تخریب 40 هزار هکتار) و نابودی گونه های «خرس»، «پازن» و «آهو»، اکنون جمعیت محدودی «قوچ ارمنی» در زیستگاهی عملا جزیره ای شده وجود دارند. گویا به دلیل دپوی زباله های شهری در نزدیکی منطقه، جمعیت سگ های ولگرد و گرگ به دلیل وفور منابع غذایی افزایش یافته و این امر اثر منفی بر جمعیت قوچ های ارمنی به ویژه به هنگام زادآوری داشته است.
در بسیاری از نقاط جهان به دنبال کاهش جمعیت گرگ و افزایش جمعیت سگ، هیبریدهایی ایجاد می شود و این جز نمونه های دورگه سگ-گرگ ایجاد شده به وسیله مردم است که پس از مدتی رها شده و به دلیل عدم آشنایی با فنون شکار، بیشتر در نزدیکی جوامع انسانی و دپوهای زباله ها پرسه می زنند.
شنیده می شود که عده ای برای کاهش جمعیت گرگ به پخش طعمه های سمی در منطقه حفاظت شده بیجار اقدام کرده اند. شاید بسیاری از خوانندگان گرامی آن فیلم مستند اسپانیایی «انسان و طبیعت» را به یاد دارند که پس از مسموم شدن یک روباه به دلیل خوردن طعمه سمی، «عقاب طلایی» و «کلاغ» سیاهی نیز به دلیل تغذیه از لاشه روباه جان سپردند. هیچ بعید نیست در کنار گرگ، دیگر گونه های گوشتخوار منطقه بیجار با خوردن طعمه مسموم با مرگ روبرو شوند و این، همچون یک زنجیره به نتیجه ای هولناک بدل شود.
در یک زیست بوم با شرایط عادی، همواره تعداد گوشتخواران بزرگ که در راس هرم غذایی قرار دارند بسیار کمتر از طعمه ها است و هیچگاه جمعیت آنها آنگونه زیاد نمی شود که نسل گیاهخواران را به مخاطره افکنند و در کنار تلفات شدید به هنگام تولد تا سال اول که در مقایسه با گیاهخواران از درصد بالاتری برخوردار است، حس رقابت همواره باعث بیرون راندن افراد جدید از گله می شود.
در مورد منطقه بیجار، باید پژوهشی در این زیستگاه انجام گیرد که چه تعداد سگ ولگرد و یا سگ-گرگ دورگه در منطقه و حواشی آن وجود داشته و رژیم غذایی و رفتار آنها چگونه است و هرچند از دست رفتن جان یک انسان بسیار دردناک است و هیچگاه این ضایعه برای آن خانواده داغدار فراموش نمی شود.
ولی با درنظر داشتن نمونه هایی چون «قزوین» و «دهات بهار همدان» به دلیل حمله نمونه های دورگه به انسان و دام به هیچ روی نباید به شکارچیان سرخود اجازه تله گذاری، پخش طعمه مسموم و تیراندازی در منطقه را داد و به عنوان آخرین راهکار موجود باید محیط بانان سازمان خود دست به کاهش جمعیت سگ های ولگرد و نمونه های دورگه و در آخر گرگ بزنند.
افسوس که در ایران، هم و غم دوستان به چند نمونه «گوزن زرد» و آهوی گرفتار در فنس بیجار به عنوان پروژه عظیم احیای گونه ها معطوف است و کسی به چرای دام و شکار و دست درازی دیم کاران به عرصه و اعیان منطقه کاری ندارد و گویا در طول چند ده هزار سال گذشته هیچ پازنی در نواحی صخره ای «چنگ الماس» وجود نداشته است و حق هم دارند؛ چون سری که درد نمی کند را نباید دستمال بست.
نویسنده : کوشان مهران
.jpg)
عکس از فرهاد رضوی - تالاب کانی برازان - مهاباد،آذربایجان غربی