گرگ یا دیگری؟؟؟
چند سال پیش خبرگزاری سبزپرس(وبسایتی که پس از مدتی مسدود شدن به کلی ناپدید شد) مطلبی را منتشر کرد مبنی بر اینکه:
سبزپرس-گروه بینالملل: گرگها اغلب به دلیل تخریبی که در واقع سگها وارد می کنند مقصر شناخته می شوند. مزرعه داران هرگز گرگها را دوست نداشتهاند. به همین دلیل است که گرگها در مکانهایی که مزرعه داران هستند کمیاب میشوند. در مناطقی که شهرنشینان زندگی میکنند یک گرگ بزرگ تنها یک افسانه میان مردم است تا اینکه دزد ماهر گوسفندان باشد. اینکه چه تعداد گوسفند دزدیده شوند مسئلهای مورد اختلاف است بین شهرنشینانی که دوست دارند پولشان را خرج عقاید ناشی از احساساتشان کنند و کشاورزانی که معتقدند گرگها به آنها خسارت وارد کردند و این پول را به عنوان غرامت میگیرند.
چنین مسائلی در کشور اسپانیا، جایی که یک و نیم میلیون یورو معادل دو میلیون و 300 هزار دلار، هر ساله خرج کشاورزانی میشود که مدعی هستند توسط گرگها خسارت دیدهاند، باید حل شود. در طول سالهای 2003 و 2004 به طور مثال 432 حیوان مزرعه در 154 منطقه روستایی باسکو(Basque) در اسپانیا مورد حمله قرارگرفتند که در 95 درصد این حملهها گرگها مقصر اعلام شدند. موضوع پیچیده این بود که مناطقی که گرگها پس از چند دهه غیبت به آنجا بازگشتهاند در واقع خانه سگهای وحشی هم بوده است؛ که معمولا این سگها برای جبران خساراتی که وارد میکنند در نظر گرفته نمیشوند.
آقای جرج اچه گارای(Jorge Echegaray) و کارلز ویلا(Carles Vila) در ایستگاه بیولوژیکی دونانا(Donana) در شهر سویل(Seville) به این موضوع تردید داشتند که آیا گرگها که متهم به چپاول شدهاند واقعا مقصرند یا متهم اصلی پسر عموهایشان هستند که زمانی خانگی بودهاند؟
برای رسیدن به جواب این سوال 136 نمونه از مدفوع در مناطقی که حمله گرگ گزارش شده بود برای مشخص شدن اینکه چه کسی در حقیقت چه چیزی را خورده جمعآوری شد. هنگامی که گزارش آنها به دست انجمن حفاظت از طبیعت(Aanimal Conservation) رسید، آقای اچه گارای و دکتر ویلا توانستند 86 تا از نمونههایی که محتوی DNA بود را شناسایی کنند که از بین آنها 31 نمونه متعلق به گرگها بود و بیشتر نمونهها یعنی 56 تا مربوط به سگها میشد. زمانی که محتویات مدفوع را بررسی کردند مشخص شد که ترجیح غذایی گرگها شوکا، گراز وحشی، خرگوش و گورکن است. فقط در یک نمونه از غذای گرگها نشانهای از خوردن گوسفند یافت شد. اما در مقایسه با آنها، سگها گوسفندهای زیادی را خورده بودند که در 14 تا از نمونه بقایای غذای سگها گوسفند یافت شد.
بقایای اسب و گاو، هم در مدفوع گرگها و هم سگها وجود داشت البته مقدار آن بسیار کم بود. آقای اچه گارای و دکتر ویلا احتمال میدادند که این غذا در واقع پسمانده غذایی است که قبلا توسط کرکسهایی خورده شده است که به دلایلی قبلا مرده بودهاند. احتمالا دلیل آن این است که شکار گاو و اسب به دلیل جثه بزرگشان برای سگ و گرگ مشکل است و دلیل دیگر آن این بود که همه گزارشها از حمله به گوسفندان بود و تنها در 8 درصد گزارشها گاو و اسب ذکر شده بود. سرگینهای یافت شده، هر دو محقق را قادر ساخت بتوانند تعداد گرگها در منطقه را برآورد کنند(نمونه DNA مشخص کننده تفاوت بین افراد بود). هزینه مربوط به جلوگیری از خسارت هر گرگ برای روشهای حفاظت از دام مانند نگهداری از سگهای نگهبان را خود کشاورزان بومی تقبل کردند که برای هر گرگ در هر سال هزینهای برابر با بیش از سه هزار یورو بر آورد شد.
در نهایت اما این سوال بیپاسخ ماند که«آیا کشاورزان واقعاً معتقدند که گرگها بیشترین خسارات را وارد میکنند یا اینکه صرفا به خاطر غرامتی که دریافت میکنند چنین اعتقادی دارند؟»
در تمام مواردی که خسارتی به مرزعه داران وارد شده بود، انگشت اتهام به سوی حیوانی اشتباهی بود. این درست که گرگها به نظر ترسناک و بد میرسند اما در محلی که این تحقیق انجام شده بود، بدترین دوستان یک چوپان سگها بودند.
پایان
%20(2).jpg)
پی نوشت:
همان طور که ما می دانیم گرگ ها از نژاد سگ سانان هستند و دیگر اعضای اصلی این خانواده را سگ های خانگی، روباه و شغال تشکیل می دهند. برخی عقیده دارند سگ های خانگی یا همان سگ هایی که تحت امر انسان ها هستند، گرگ هایی بوده اند که هزاران سال قبل توسط آدمیان رام شده اند و برخی هم می گویند گرگ ها همیشه در طول تاریخ، آزاد و وحشی بوده اند و هیچ گاه رام نشده اند؛ بلکه این شغال های طلایی بودند که توسط انسان رام شده و در خدمت او درآمدند.
به هر حال امروزه گونه های سگ کاملا از گرگ ها جدا هستند و همه باور دارند که این دو پسر عمو، دشمنان یکدیگرند.
بسیاری از سگ های گله و یا سگ های متعلق به آدمیان از تصرف آدمی خارج می شوند و به صورت سگ های ولگرد درمی آیند. این سگ ها یا به صورت گله ای یا انفرادی زندگی می کنند که مجبورند غذای خود را خودشان بدست آورند. پس امکان دارد این سگ ها که نمی توانند با گرگ ها هم گروه شوند، برای بدست آوردن غذا به تصرفات آدمی دست برد بزنند.
این سگ ها طی سالیان دراز زاد و ولد کرده اند و سگ هایی را به وجود آورده اند که به نوعی وحشی هستند. طبیعتا شباهت این سگ ها با گرگ بیشتر از شباهت آنها با سگ های اهلی است و اصلا تعجبی ندارد که کشاورزان، چوپانان و روستاییان آنها را با گرگ اشتباه بگیرند. حتی گاهی کارشناسان مربوطه و عکاسان و طبیعت گردان هم، تفاوتی بین سگ های ولگرد و گرگ قائل نمی شوند.
اما فاجعه زمانی رخ می دهد که آدمیان توله های گرگ را با خود به مناطق مسکونی می آورند تا بتوانند با آمیزش دادن گرگ نر و سگ ماده، جانوری به نام سگ گرگ یا گرگاس پدید آورند. همین آوردن توله ها به مناطق انسانی باعث نزدیک شدن گرگ های بزرگ تر به هوای توله ها می شود. گرگاس می تواند به راحتی در مناطق انسانی رفت و آمد کند و از آدمی ترسی ندارد. همچنین به درندگی و وحشی گری گرگ است. بعضی ها هم عقیده دارند که این جانور خطرناک اگر یک بار طعم خون آدمی را بچشد، آنگاه معتاد آن خواهد شد.
یکی از علل حملات گرگ در سالیان گذشته در استان همدان که متاسفانه باعث کشته شدن چند کودک شده بود، همین علت بود.
تمام وحوش علاقه دارند به دور از آدمی و تصرفات او زندگی کنند و اصلا دوست ندارند در زندگی انسان ها دخالت داشته باشند. هم چنین حیوانات اصلا نمی پسندند که آدمیان هم محیط زیست آنها را تخریب کنند. غذای اصلی گرگ های ایران، سم داران علف خوار وحشی، مانند بز کوهی و قوچ و میش است و تنها هنگامی که گرسنگی به آنها فشار می آورد به گله های دام انسان ها حمله می کنند.
برخی نظرات مانند اینکه گرگ یک بار طعم گوشت آدمی را بچشد، دست بردار نیست، نظریه ای غیر کارشناسی است.
در پایان به این مورد اشاره کنم که شاید خبرهای بسیار زیادی که در مورد گرگ های رنگارنگ در ایران می شنویم به دلیل همین مسئله ی سگ های ولگرد باشد. حتما شما هم تا به حال از وجود گرگ هایی به رنگ زرد، قرمز، نارنجی و قهوه ای مطلع شده اید. یا درباره ی گرگ های سیاهی که بسیار پرقدرتند و آدمی از پس آنان برنمی آید. شاید تمامی این تفاوت ها به دلیل حضور سگ های ولگرد و سگ گرگ های رها شده در طبیعت باشد.
اینکه آیا در کشور ما هم سگ های ولگرد در خسارت هایی که جانوران به آدمیان میزنند نقش دارند یا نه هنوز ثابت نشده اما تحقیقاتی نشان داده است سگ-گرگ های رها شده در طبیعت توسط آدمی میتوانند خسارات جانی و مالی زیادی را به آدمی تحمیل کنند که به پای گرگ ها نوشته میشود.
