گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

پلنگ(پلنگ ایرانی)

یکی از گربه سانان قشنگ جهان پلنگ است که کوچکترین حیوان در میان چهار گربه ی بزرگ رده ی Panthera است. شیر، ببر و جگوار دیگر گربه های این رده هستند. پلنگ نسبت به شیر، ببر و جگوار، پراکندگی و جمعیت و وضعیت حفاظتی بهتری دارد. شبیه به جگوار است اما کوچکتر و لاغرتر است. موفقیت بالای این گونه در حیات وحش به قابلیت های شکارگری فرصت طلبانه اش و انطباق پذیری اش با زیست گاه های مختلف بستگی دارد. امکان دویدن با سرعت 85 کیلومتر در ساعت، توانایی بی نظیرش در بالا رفتن از درخت حتی در حالی که لاشه ی بزرگی را حمل می کند و توانایی استتار فوق العاده از قابلیت های بارز پلنگ است. پلنگ ترکیبی از سرعت، چابکی، انعطاف و قدرت است و می تواند خود را با طعمه ها و مناطق گوناگون وفق دهد. شنوایی پلنگ 2 برابر انسان است و در نور ملایم، شش برابر بینایی اش بهتر از انسان است. پلنگ ها بسیار مقتدرند. آنها بر خلاف سایر پستانداران، در هنگام احساس خطر به سرعت فرار نمی کنند. بلکه بسیار مقتدرانه می ایستند و بعد از کمی نگاه کردن به منبع خطر، به آرامی دور می شوند.

پلنگ، شیر،ببر

مشخصات:

تمام پوست پلنگ دارای خال های گرد و تو خالی گل مانند است. پلنگ نسبت به دیگر گربه ها پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمه ای بزرگ دارد. طول بدن پلنگ 110 تا 190 سانتی متر، دمش 60 تا 110 سانتی متر و ارتفاع بدنش 45 تا 70 سانتی متر است. وزن پلنگ های جهان بین 30 تا 100 کیلوگرم متفاوت است.

پلنگ

زیست گاه:

زیستگاه او از جنگل های بارانی تا بیابان ها متغیر است. هر کجا آب و طعمه های مطلوب باشد، پلنگ هم وجود دارد. این جانور گسترده ترین پراکندگی را در بین تمام گربه سانان بزرگ جهان دارد. پلنگ در مناطق جنگلی، بیابانی، استپی، تپه ماهوری و کوهستانی تا ارتفاع 4 هزار متر زندگی می کند. شناگران خوبی هستند ولی مانند ببر علاقه به آب ندارند.

پلنگ

قلمرو و گروه:

پلنگ ها مانند ببرها گروه ندارند و جداگانه زندگی می کنند. اما مانند اکثر جانوران گوشتخوار دارای قلمرو هستند. اندازه ی قلمروی پلنگ به عوامل گوناگونی چون جنسیت، سن، غنی بودن محل زندگی از نظر طعمه و حضور یا نبود شکارچیان بزرگ دیگر در آن بستگی دارد. پلنگ ها به طور مداوم به اطراف قلمرو خود سرکشی می کنند و سراسر مرزهای آن را با نشانه های گوناگون مانند پشته کردن خاک، پنجه کشیدن بر روی درخت و ریختن سرگین با بوی خاص یا پاشیدن ادرار با حجم کم روی جای پنجه کشی بر درخت و روی محل پشته کردن خاک یا روی قسمت های انتهایی گیاهان و بوته ها نشانه گذاری می کنند. پلنگ ها 6 تا 7 روز و وقتی ماده در موسم تولیدمثل است، گرد هم می آیند.

پلنگ و درخت

زادآوری و مراحل رشد:

جفت گیری پلنگ ها در اواسط زمستان انجام می گیرد و توله ها در بهار به دنیا می آیند. معمولا پلنگ های نزدیک خط استوا در تمام اوقات سال جفت گیری می کنند اما در سایر نقاط زمستان و بهار فصل جفت گیری است. دوره بارداری پلنگ 90 تا 112 روز است. در هر زایمان 2 تا 3 توله و گاهی 6 توله به دنیا می آید. نرها پس از 18 ماه به دنبال قلمرو خود می روند و ماده ها پس از 2 سال مادر را ترک می کنند. اگرچه بیشترشان همچنان در نزدیکی مادر می مانند. بلوغ جنسی پلنگ از 2 تا 3 سالگی است. پلنگ ها 12 سال در حیات وحش و 20 سال در اسارت زندگی می کنند. عمر پلنگ های نر بیشتر از ماده هاست.

پلنگ و توله

رژیم غذایی و شکار:

پلنگ تقریبا از هر حیوانی که بتواند شکار کند، تغذیه می کند. پلنگ با کمین کردن در مسیر طعمه، همراه با دویدن و پرش ناگهانی شکار می کند. شاید پلنگ در میان گربه های بزرگ بهترین کمین کننده باشد. پلنگ علاوه بر بینایی بسیار قوی، ویژگی های منحصر به فردی هم دارد که می تواند با اتکا به این ویژگی ها هر وقت اراده کند به شکار هر جانوری بپردازد. مثلا موهای نرم پای پلنگ که باعث خفه شدن صدای گام برداشتن او می شود. یا موهای ریز داخل گوش های پلنگ که در مقابل جریان باد حساسیتی فوق العاده دارند. این موها کوچکترین تغییر جهت باد را مشخص می کنند و پلنگ می فهمد که در صورت تغییر ندادن مسیرش، طعمه بویش را می فهمد و فرار می کند. پلنگ ها مانند پراکندگی وسیعشان دارای رژیم غذایی وسیعی نیز هستند. یعنی حتی از روی فهرست طعمه های خورده شده توسط پلنگ تا حدودی می توان فهمید که در آن منطقه چه حیوانات دیگری زندگی می کنند. پلنگ ها با از بین بردن حیوانات ضعیف و پیر در بهتر کردن نسل طعمه ها از نظر ژنتیک نقش مهمی دارند. پلنگان تنها گربه های بزرگی هستند که می توانند شکار خود را به بالای درخت ببرند.

شکار پلنگ

رابطه با انسان:

پلنگ همیشه یک گام از آدمی جلوتر است و به ندرت می توان او را در طبیعت یافت و به کمتر کسی اجازه می دهد که او را مشاهده کند. بیشتر درگیری هایی که بین آدمی و پلنگ رخ داده به خاطر دخالت آدمی در زندگی پلنگ بوده است. پلنگ هیچ وقت دوست ندارد با انسان در فاصله نزدیک رو به رو شود و اگر نبردی بین این دو اتفاق بیافتد، پلنگ به دست ها و پاهای انسان حمله می کند که نشانگر دفاع از خود است و خیلی کم اتفاق می افتد که به سر و صورت آدمی حمله کند. چون قصدش مانند آدمیان، کشتن نیست.

پلنگ ایرانی

انواع گونه ها:

پلنگ های سرتاسر جهان متعلق به 9 زیرگونه اند. این زیرگونه ها عبارتند از پلنگ آفریقا،  پلنگ آمور، پلنگ عربی، پلنگ هندی، پلنگ جاوه، پلنگ شمال چین، پلنگ هندوچین، پلنگ سریلانکا و پلنگ ایرانی. گونه های دیگری از پلنگ به نام های پلنگ بلوچستان و پلنگ آناتولی وجود دارند که اطلاعات بسیار کمی درباره آنها موجود است و حتی شاید این دو گونه دیگر وجود نداشته باشند. پلنگ بلوچستان در بلوچستان ایران و قسمت هایی از پاکستان زندگی می کرده است که امروزه دیگر در ایران وجود ندارد. احتمالا در سال های خیلی دور این پلنگ در هند هم می زیسته است. پلنگ آناتولی هم در شبه جزیره آناتولی زیست می کرده است که البته هنوز هم خبرهایی از وجود این پلنگ در کوه های جنوب و جنوب غرب ترکیه به گوش می رسد.

پلنگ آناتولی

گربه سانی به نام پلنگ برفی در جهان وجود دارد که هنوز مشخص نیست که آیا در گونه های پلنگ قرار می گیرد یا در زیرگونه های دیگر گربه سانان جای دارد. بعضی می گویند این جانور در رده ی پلنگ شکلان است و بعضی ها عقیده دارند باید در دسته ی گربه های کوچک مانند سیاه گوش قرار بگیرد. زیستگاه پلنگ برفی کوه های مرتفع هیمالیاست. وزن پلنگ های برفی بین 27 تا 54 کیلوگرم و اندازه بدنشان 75 تا 130 سانتی متر است. پلنگ برفی قادر است 15 متر بپرد. این گربه ها به خاطر خز زیبا و گرمشان و همچنین به دلیل استفاده از اعضای بدنشان در طب سنتی چینی شکار می شوند. به دلیل خوی مرموز این گربه، به طور دقیق مشخص نیست که چه تعداد از آنها در طبیعت یافت می شوند اما برآورد می شود تعداد 3500 تا 7000 قلاده پلنگ برفی در طبیعت وجود داشته باشد و 600 تا 700 قلاده هم در باغ وحش های جهان نگهداری می شود. قوچ و میش، بز کوهی، گراز، خرگوش، سنجاب زمینی، موش و حیوانات اهلی طعمه های پلنگ برفی را تشکیل می دهند.

پلنگ برفی

پراکنش پلنگ برفی

پلنگ برفی

پراکنش و آمار:

پلنگ بیشترین پراکنش را در بین تمامی گربه سانان دارد. از علف زارهای گرم و باز آفریقا تا جنگل های حاره ای و مرطوب هند و آفریقا، کوهستان های سرد و صخره ای خاورمیانه و جنگل های سرد خاور دور روسیه، محدوده ی پراکنش پلنگ است. پلنگ ها قبلا از آفریقای جنوبی تا شبه جزیره کره در اکثر نقاط آفریقا و آسیا پراکنده بودند. تخریب زیستگاه ها و شکار از مهم ترین علل کاهش تعداد پلنگها است. در دهه 1960 حدود 500000 پلنگ در آفریقا کشته شدند.  امروزه بیشترین تراکم پلنگ در آفریقای جنوب صحرا است. فقط پلنگ های آفریقا در ساوانا و جنگل های بارانی وضعیت خوبی دارند که به راحتی از آنها فیلم برداری می شود و حتی در برخی نقاط مجوز شکار آنها صادر می شود. پلنگ در برخی نقاط به عنوان آفت شمرده می شود. 13 کشور آفریقایی مجوز دارند که به میزان 2590 قلاده، پروانه شکار پلنگ صادر کنند. در معرض خطرترین پلنگ در جهان، پلنگ آمور است.

پراکنش پلنگ در جهان

پراکنش پلنگ در جهان

پلنگ آفریقا(African Leopard):

یکی از زیرگونه های فراوان پلنگ، پلنگ آفریقایی است. به طور متوسط حدود 700.000 پلنگ در آفریقا زندگی می کنند. وزن جنس نر به طور میانگین به 60 کیلوگرم می رسد. جنس ماده آن نیز وزنی بین 35 تا 40 کیلوگرم دارد. پلنگ های آفریقایی بسته به مکانی که زندگی می کنند، جثه های متفاوتی دارند. آنها در مناطق مختلف آفریقا به غیر از بیابانهای شنی زندگی می کنند و بیشتر در شب به شکار می پردازند. آنها تقریبا از تمام پستانداران مانند گراز، گوزن، میمون، گورخر، زرافه، ایمپالا، خرگوش و حیوانات اهلی چادرنشینان تغذیه می کنند. همچنین خزندگان، جوندگان و پرندگان نیز در رژیم غذایی پلنگ آفریقا قرار دارند.

پلنگ آفریقایی

پلنگ آمور یا منچوری(Amur Leopard):

این پلنگ بومی خاور دور روسیه، شبه جزیره کره و شمال شرقی چین است. در بین تمامی زیرگونه های پلنگ، این زیرگونه کم ترین جمعیت را دارد. نسل این حیوان در چین و کره از میان رفته است و تنها در مرز روسیه با چین و کره شمالی باقی مانده است. بر اساس سرشماری سال 2007 میلادی، فقط 14 تا 20 پلنگ بالغ و 5 تا 6 توله پلنگ به زندگی پرخطر خود ادامه می دهند. توسعه شهرها، ساخت راه، شکار، بهره برداری از جنگل و تغییرات آب و هوایی باعث کاهش بسیار بسیار شدید تعداد این گربه ی زیبا شده است. وزن جنس نر پلنگ آمور 32 تا 48 کیلوگرم است و به ندرت وزن 60 تا 75 کیلوگرم مشاهده شده است. وزن ماده ها نیز 25 تا 43 کیلوگرم است. دو نوع گوزن(سیکا و شوکا) در کنار خرگوش و گورکن طعمه های اصلی پلنگ آمور را تشکیل می دهند. حدود 300 پلنگ آمور در باغ وحش های روسیه، اروپا و آمریکای شمالی  زیست می کنند.

پلنگ آمور

پلنگ عربی(Arabian Leopard):

پلنگ عربی یکی از 9 زیرگونه ی پلنگ و کوچکترین آنهاست. وزن جنس نر حدود 30 کیلوگرم و جنس ماده حدود 20 کیلوگرم است. مناطق گوناگون شبه جزیره عربستان(کوهستان های مدینه و حجاز، شمال یمن، کوه های راس الخیمه و شرق امارات) و شبه جزیره سینا، مکان زندگی پلنگ عربی است. پلنگ عربی از پستانداران سم دار، پرندگان و خزندگان تغذیه می کند. این پلنگ در خطر انقراض قرار دارد و طی آمار سال 2006 میلادی تنها 200 قلاده از این گربه در طبیعت وجود دارد. در سال های اخیر مجامعی جهت حفاظت از این پلنگ تشکیل شده است.

پلنگ عربی

پلنگ هندی(Indian Leopard):

این پلنگ در شبه قاره هند و در کشورهای هند، نپال، بوتان، بنگلادش و بخش هایی از پاکستان زندگی می کند. پلنگ هندی در کنار ببر بنگال، شیر آسیایی و پلنگ برفی یکی از چهار گربه سان بزرگ هندوستان است و گسترده ترین قلمرو را در بین گربه سانان هند دارد. اما خطر، نسل این پلنگ را تهدید می کند. حیواناتی که سکونت گاه های مشترکی با پلنگ دارندمانند شیرها، ببرها، خرس ها، گرگ ها، فیل های آسیایی، کفتارها، سگ های وحشی و ... ممکن است توله های پلنگ را به قتل برسانند و ببرهای بنگال و شیرهای آسیایی گاهی ممکن است به یک پلنگ کاملا بالغ حمله کنند. اما مهم ترین خطر انسان ها هستند. سال هاست که این حیوان با کاهش زیست گاه و شکار مواجه است. حمله پلنگ ها به حیوانات اهلی باعث نبرد انسان با پلنگ هندی شده است. از این گربه سان تعداد 9844 قلاده باقی مانده است. برای جلوگیری از بیشتر شدن این تعارضات، سازمان های مسئول هند برنامه های مختلفی را اجرا کرده اند.

پلنگ هندی

پلنگ جاوه(Javan Leopard):

پوست این پلنگ گاه دارای خال و گاهی سیاه و بدون خال است. تنها زیستگاه این گربه سان جزیره ی جاوه اندونزی است. پلنگ جاوه از پستاندارانی مانند گراز، انواع میمون، گوزن و جانوران اهلی همچون سگ، ماکیان و بز تغذیه می کند. این پلنگ به دلیل جنگل زدایی و گسترش مناطق شهری در جاوه، در آستانه انقراض قرار گرفته است. امروزه فقط 100 تا 250 قلاده از این پلنگ در جاوه زیست می کند. در سال های اخیر مجامعی جهت حفاظت از این پلنگ در کشور اندونزی راه اندازی شده است.

پلنگ جاوه

پلنگ چینی یا شمال چین(North China Leopard):

پلنگ چینی یکی از زیر گونه های پلنگ در جهان است که وزن نر آن 50 کیلوگرم و وزن ماده آن 32 کیلوگرم است. این پلنگ بومی شمال چین است و در مناطق مرکزی و شرقی کشور چین نیز وجود دارد. این گربه سان منزوی از پستاندارانی چون گراز و گوزن و جوندگان و پرندگان تغذیه می کند. این پلنگ در آستانه انقراض قرار دارد.

پلنگ شمال چین

پلنگ هندوچین(Indochinese Leopard):

پلنگ هندوچین در جنوب شرقی آسیا زیست می کند. به دلیل حضور این گربه در جنوب چین به آن پلنگ جنوب چین هم می گویند. در مورد این زیرگونه اطلاعات زیادی در دست نیست. پلنگ هندوچین در معرض خطر انقراض است و از جمعیت آنها خبر محکمی وجود ندارد. به دلیل قطع درختان و نابودی جنگل ها برای ساخت مکان های مسکونی، زیستگاه این جانور از بین رفته است. به علاوه شکار غیرمجاز آن برای صادرات به دیگر نقاط باعث کاهش جمعیت این پلنگ شده است. به ندرت امکان دارد که پلنگ هندوچین خارج از مناطق حفاظت شده دیده شود. این گربه سان در کشورهای میانمار، تایلند،مالزی ، لائوس، کامبوج، ویتنام و جنوب چین زندگی می کند. البته در جنوب چین حضور محسوس تری دارد. جمعیت این گونه بین سال های 1940 تا 1980 میلادی کاهش شدیدی پیدا کرد اما از سال 1996 طرح هایی برای نگهداری آنها در نظر گرفته شد.

پلنگ هندوچین

پلنگ سریلانکایی(Sri Lankan Leopard):

پلنگ سری لانکایی یکی از زیرگونه های پلنگ در جهان است که تنها زیستگاه او نواحی گوناگون جنگل های سریلانکا( گرمسیری، مرتفع یا سرد و خشک ) است. وزن نر این جانور 55 کیلوگرم و وزن ماده 30 کیلوگرم است. پلنگ سریلانکا از پستانداران کوچک و بزرگ مانند گوزن یالدار، گراز، میمون، گاومیش و خزندگان و پرندگان تغذیه می کند. در نواحی کم باران گوزن خالدار غذای اصلی این گربه است. این پلنگ هم وضعیت جالبی ندارد و در آستانه ی انقراض است. امروزه 700 تا 950 پلنگ در سریلانکا وجود دارد.

پلنگ سریلانکا

پلنگ ایرانی(Persian Leopard):

پلنگ ایرانی بزرگترین گونه پلنگ در جهان است که خوشبختانه، هنوز جمعیت کمی از آن در کشور ما زندگی می کند. پلنگ ایرانی بومی غرب آسیاست که متاسفانه در فهرست گونه های در خطر انقراض آی یو سی ان قرار گرفته است. برخی عقیده دارند پلنگ ایرانی دارای 3 زیرگونه و بعضی دیگر عقیده دارند دارای 5 زیرگونه است. پلنگ ایران می تواند تا ارتفاع 4 هزار متری زیست کند.

غذای پلنگ با توجه به منطقه ای که در آن زندگی می کند متفاوت است. بخش عمده رژیم غذایی پلنگ ایرانی از شکار سم داران نسبتا بزرگ همچون گوزن، غزال ایرانی، قوچ و میش، بز کوهی و گراز تامین می شود. در کنار آنها شکارهای کوچکتری مانند موش، خرگوش، تشی و گوشت خواران کوچک مانند روباه و شغال در کنار انواع پرندگان و خزندگان در فهرست غذایی پلنگ ایرانی جای می گیرد. همچنین درصد بالایی از رژیم غذایی پلنگ در ایران را دام اهلی تشکیل می دهد. وزن نمونه های بزرگ پلنگ آفریقا و هند 60 کیلوگرم است ولی به دلیل غذای پلنگ ایران که اغلب کل و بز، قوچ و میش و گراز است، وزن پلنگ ایران به 90 کیلوگرم هم می رسد.

پلنگ ایرانی

جمعیت پلنگ ایرانی در سراسر کشورهای محل زیست خود از 871 تا 1290 قلاده برآورد شده است. تازه ترین آمارهایی که کشورهای محل زیست پلنگ ایرانی از جمعیت این گربه سان منتشر کرده اند به این صورت است :

ایران 550 تا 850 قلاده، افغانستان 200 تا 300 قلاده، ترکمنستان 78 تا 90 قلاده، ارمنستان 10 تا 13 قلاده، آذربایجان 10 تا 13 قلاده، قره باغ 3 تا 4 قلاده، گرجستان 5 قلاده، روسیه در قفقاز شمالی 10 قلاده و ترکیه 5 قلاده.

ایران مهم ترین زیستگاه پلنگ در خاورمیانه است که امکان بقای گروه های کوچک این حیوان در قفقاز، شرق ترکیه و احتمالا ترکمنستان از راه مهاجرت های بین مرزی را افزایش می دهد. اصلی ترین تهدید جدا شدن زیستگاه ها و قطع ارتباط ژنتیکی گروه های مختلف این حیوان است که به تشکیل گروه های کوچک منجر شده است.  به طوری که در همه قلمرو زیستی این حیوان هیچ گروه جمعیتی وجود ندارد که دربرگیرنده ی بیش از 100 پلنگ بالغ باشد.

پراکنش پلنگ ایرانی

کاهش طعمه بر اثر شکار انسان ها، گسترش زیربنایی، مزاحمت های انسانی و از میان رفتن زیستگاه(شامل چیدن گیاهان و قارچ های خوراکی، ساخت معدن، جاده سازی، جنگل زدایی، آتش سوزی و چرای دام) عواملی است که منجر به تکه تکه شدن زیستگاه این جانور شده است.

شکار مستقیم پلنگ ایرانی ممکن است به صورت تروفه برای فروش پوست(در افغانستان)، از بین بردن پلنگ برای حفاظت از دام ها و حیوانات خانگی(در ایران و ترکمنستان) و کشتن به محض مشاهده(در قفقاز و ترکیه) صورت گیرد. این موارد با توجه به جمعیت کوچک این حیوان تاثیر قابل توجهی دارد. به ویژه در قفقاز که از بین رفتن حتی یک پلنگ ثبات جمعیتی را بر هم می زند.

با اینکه نزدیک به 2 سال از مشاهده ی آخرین نشانه مستند دال بر حضور پلنگ ایرانی در حوزه ی کشورهای قفقاز و ترکیه می گذرد، روسیه تلاش خود برای احیای پلنگ ایرانی را آغاز کرده است. آنقدر ما ایرانی ها بی مهری به پلنگ روا داشتیم که روس ها تلاش می کنند نام پلنگ ایرانی را به پلنگ قفقاز(Caucasian Leopard) تغییر دهند.

پوتین و پلنگ ایرانی

وضعیت پلنگ در ایران:

در 40 یا 50 سال گذشته به دلیل وجود کل و بز و قوچ و میش در البرز و زاگرس و کوه های منفرد، پلنگ در تمام نقاط کوهستانی و جنگلی و یا دشت های ایران زندگی می کرده است که متاسفانه در بسیاری از مناطق ایران کاهش چشم گیری داشته و حتی به کلی از بین رفته است.

امروزه پلنگ در تمامی استان های ایران پراکنده است. البته در سال های اخیر حضور این جانور در بعضی نقاط و استان های ایران با تردید رو به روست.

دیدن پلنگ ایرانی در طبیعت فوق العاده سخت است و کسانی که توانسته اند این زیبای مغرور را ببینند، جانوری را دیده اند که شاید افرادی سالیان سال به دنبالش می گردند ولی تنها آثار او را می بینند. به خصوص که حیوانات ایران گریزنده ترین یا یکی از گریزنده ترین حیوانات جهان هستند.

پلنگ ایرانی-پارک ملی گلستان

پلنگ ایران به دلیل جثه ی بزرگ و قدرت بی نظیرش، از پس هر جانوری برمی آید. برخی مطالعات بر روی رژیم غذایی پلنگ نشان می داد که این گربه سان حتی از گرگ تغذیه می کند. همچنین پلنگ ایرانی مانند اکثر پلنگ ها علاقه ی زیادی به تغذیه از سگ دارد. همچنین اگر در نبردی که بین دو پلنگ روی می دهد، یکی از آنها کشته شود، دیگری از او تغذیه خواهد کرد. همچنین در نبردی که بین یک پلنگ و یوزپلنگ در اطراف بافق روی داده بود، پلنگ توانسته بود یوز را از پا دربیاورد.

پلنگ در ایران از کل و بز، قوچ و میش، گراز، پرندگان، خزندگان، روباه، سگ، گاو، گوسفند، الاغ، ماهی و حشره تغذیه می کند. آهو، شوکا و مرال دیگر طعمه های پلنگ ایران هستند. سم دارانی چون کل و بز و قوچ و میش به خصوص مسن ترها، طعمه های مورد علاقه و ارجح پلنگ در ایران هستند. گراز به دلیل سختی شکار در رتبه بعدی قرار می گیرد.

جفت گیری پلنگ در کشور ما در اسفند و بهمن روی می دهد.

پلنگ ایرانی - بشاگرد - هرمزگان

پراکنش و آمار پلنگ ایرانی در سرزمینش:

طبق آخرین آمار سازمان محیط زیست، بین 500 تا 800 پلنگ در ایران زیست می کنند. پژوهش هایی که توسط انجمن های فعال و باتجربه کشور انجام گرفته، بیانگر جمعیت پایین تر از حد تصور پلنگ در ایران است.

استان های شمالی و شمال شرقی کشور مانند مازندران، گلستان، خراسان های شمالی و رضوی و سمنان دارای بیشترین تعداد پلنگ در کشور هستند. منطقه حفاظت شده البرز مرکزی، پارک ملی گلستان، پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق، پارک ملی توران، منطقه حفاظت شده قرخود، پارک ملی سالوک، پارک ملی ساریگل و پارک ملی تندوره از مناطقی در این 5 استان هستند که پلنگ در آنها زندگی می کند. پارک ملی ساریگل در استان خراسان شمالی یکی از نقاط کشور است که دارای جمعیت خوبی از پلنگ می باشد و طی سال های اخیر مورد مطالعه قرار گرفته است. در فهرست غذایی پلنگ ساریگل، قوچ و میش رتبه نخست را دارند و بعد از آن گراز، کل و بز، تشی، پایکا، روباه، سگ، دام اهلی، خاک و مواد گیاهی رژیم غذایی پلنگ را تشکیل می دهند.

پلنگ ایرانی

از نقاط دیگر کشور که زیستگاه پلنگ هستند می توان به شمال غربی کشور و دشت مغان، پارک ملی کویر در جوار دریاچه نمک، کوه های غربی کشور، اکثر مناطق استان لرستان، پناهگاه حیات وحش عباس آباد نایین اصفهان، کوهستان دنا در کهگیلویه و بویر احمد، نواحی شرقی استان های خوزستان و بوشهر، شمال استان فارس و پارک ملی بمو در نزدیکی شهر شیراز، کوه های استان هرمزگان، ارتفاعات استان کرمان، کوه بیرک بلوچستان و مناطق حفاظت شده و پناهگاه های حیات وحش استان یزد به خصوص اطراف شهر بافق اشاره کرد.

مثلا استان لرستان یکی از زیستگاه های پرجمعیت پلنگ در کشور است که باید بیشتر مورد مطالعه قرار بگیرد. وضعیت پلنگ های زاگرس به خصوص در استان لرستان بسیار نگران کننده است.

پلنگ در مناطق کالمند، بافق و آریز در استان یزد هم جمعیت به نسبت خوبی دارد و این نشان از حضور خوب پلنگ در مرکز کشور است.

اما هنوز نقاطی از کشور ما هستند که پلنگ ایرانی در آنها زندگی می کند و ما اطلاع نداریم. هم چنین نقاطی وجود دارند که در سال های پیش پلنگ داشته اند یا به زیست گاه پلنگ معروفند اما دیگر میزبان این جانور نیستند.

پلنگ بلوچستان

متاسفانه نبود قانون محکم برای مجازات کشتار پلنگ و جریمه های بسیار پایین باعث شده است قاتلان پلنگ به راحتی به کار خود ادامه دهند. همچنین نبود طعمه برای پلنگ و حمله این جانور به گله های دام انسان، باعث نبرد این دو موجود شده است که با وجود سلاح های مرگبار بشر، پلنگ ها مغلوب از پیش تعیین شده اند. برخورد با اتومبیل و ستیز با سگ های گله از دیگر عوامل خطرآفرین برای پلنگ ایران است. بیشترین عامل مرگ و میر پلنگ در کشور ما، شکار این جانور و تصادف با خودرو است.

کشتن پلنگ ایرانی

پلنگ ایرانی

یکی دیگر از مشکلات نسل پلنگ ایرانی، پایین ترین نرخ زادآوری در میان گربه سانان کشور و حتی در میان گوشتخواران کشور است. پلنگ ایران هیچ گاه نتوانسته بیش از دو توله را به سال دوم زندگی برساند و حتی اغلب آنها یک توله به دنیا می آورند.

یکی از بزرگترین مشکلات پلنگ در ایران نبود طعمه های اصلی است و همین باعث می شود پلنگ ها به دام های آدمی حمله کنند و چوپانان و دامداران ناآگاه و بیرحم نیز با بی رحمی تمام پلنگ را از پا دربیاورند. هنگامی که اجساد این پلنگ ها مورد مطالعه قرار می گیرد، نشان می دهد که معده ی آنها کاملا خالیست و همین نبود طعمه باعث می شود پلنگ ما به طعمه های غیرمعمول و سخت مانند تشی روی بیاورد و همین امر باعث وجود جراحت و عفونت در بدن پلنگ به دلیل فرورفتن تیغ تشی می شود. مبارزه با تشی برای تمامی گونه های پلنگ سخت است.

پلنگ و تشی

دامداران اطراف کوه بیرک در بلوچستان، خسارات زیادی را از پلنگ این ناحیه دیده اند. اما نکته جالب توجه اینجاست که با وجود این موضوع مردمان بلوچ عقیده دارند نباید پلنگ ها را کشت. چون با این کار خشک سالی پدید می آید و ادامه پیدا می کند و شاید همین امر ضامن بقای پلنگ در بلوچستان شده است. در مطالعات انجام شده معلوم گردید که پلنگ های ایرانی حاضر در بلوچستان با پلنگ های شمال کشور تفاوت دارند اما نمی توان آنها را جزء پلنگ بلوچستان به حساب آورد.

طبق آمارهایی که انجمن یوزپلنگ ایرانی منتشر کرد طی 8 سال، یعنی از 1380 تا 1388، 100 قلاده پلنگ توسط ایرانیان کشته شده اند. که این 100 قلاده تنها آن مواردی بودند که گزارش شده بود. همچنین طی آخرین آمار انجمن یوزپلنگ ایرانی در سال 1389 حدود 25 پلنگ در کشور کشته شدند که می توان حدس زد این آمار تا 35 الی 40 قلاده قابل افزایش است. هم چنان بیشترین آمار کشتار پلنگ در کشور به استان های مازندران، گلستان و خراسان های رضوی و شمالی تعلق دارد.

کشتار پلنگ ایرانی

پلنگ ایرانی در فرهنگ ما:

پلنگ همان گونه که خشن، پرغرور و ترسناک است، همان اندازه زیبا، فریبنده و دلرباست.

پلنگ به دلیل پوست دو رنگش، سمبل ریا و مکر و حیله است. در قدیم و در بعضی اقوام حتی از طریق فروش و صادرات پوست پلنگ، گذران زندگی می کردند.

در ذهن و زبان ایرانیان، پلنگ نمادی از قدرت، شجاعت و سرعت است و در شاهنامه ی فردوسی که مهمترین کتاب حماسی ایران است پلنگ همواره نماد و نشانه ای از قدرت، کبر و شجاعت است. پلنگ از دیرباز و حتی از متون پهلوی و اوستایی در فرهنگ ایران جای داشته است. در بعضی از احادیث معصومین نیز به پلنگ و یا خشم پلنگ اشاره شده است. در انجیل هم به پلنگ اشاره شده است. مردان و زنان شجاع به داشتن نهاد پلنگ معروف بودند.

پلنگ نه به اندازه شیر ولی در حد خود نقش بسیار با ارزشی در تاریخ، فرهنگ و ادب ایران زمین دارد. حضور پلنگ در جای جای کشور ما باعث شده است که پلنگ حتی جای خود را در اسامی مکان های کشور ما باز کند. دشت ها، کوه ها، رودها و روستاها و شهرستان هایی در ایران وجود دارند که نام های آنان از واژه پلنگ گرفته شده است. مانند پلنگ دره، پلنگ چال، دشت پلنگ، قوچ پلنگ، پلنگ لو و اسامی دیگری که با نام زیبای پلنگ شناخته می شود. پلنگ در تاریخ ایران به عنوان جانوری پرغرور و کبیر یاد می شود که با توجه به شجاعت و کبر پلنگ مثل ها و داستان های زیادی در فرهنگ و تاریخ ایرانیان به وجود آمده است.

در اساطیر پلنگ نماد قدرت زنانه بر روی زمین و ماه نماد این قدرت در آسمان است. افسانه ای در بیشتر فرهنگ ها به خصوص در شرق آسیا و چین رایج است و آن این است که در شب هایی که ماه کامل است پلنگ پیر و بالغی به بالای یک بلندی می رود و پنجه می زند تا ماه را از بلندای آسمان بر زمین بیاندازد و این حرکت تنها به این دلیل است که پلنگ نمی تواند هیچ چیزی را زیباتر و بزرگتر از خود تصور کند. و همین افسانه ماه و پلنگ دست مایه ی ادیبان، شاعران، نویسندگان و حتی هنرمندان ایران زمین شده است که هر کدام این واقعه را به زیباترین شکل ممکن تعریف کنند. البته این افسانه در ادبیات کهن ما جایی ندارد و در قرن اخیر است که بدان پرداخته شده است. اما غرور و کبر پلنگ در تمامی تاریخ ادبیات ما وجود دارد. غیر از شاهنامه که اصلی ترین سند فرهنگ ما ایرانیان است و در آن به طور مرتب به پلنگ اشاره شده است، در اکثر آثار ادبی ایران از اشعار سعدی و مولانا تا آثار فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی و خاقانی تا آثار معاصر همگی از صفات پلنگ بهره برده اند و حتی در نوشته ها و اشعار نویسندگان جوان نیز می توان با نقش پررنگ پلنگ مواجه شد که شاید اصلی ترین عامل حضور پلنگ در آثار ادبی و تا همین دهه ی حاضر، وجود پلنگ در کشور باشد. به دلیل پراکنش پلنگ و حضور این گربه سان زیبا در اکثر نقاط کشور ما، این جانور یکی از شناخته شده ترین حیوانات در نزد تمامی مردم ایران است.

پلنگ و ماه

              صیاد نه هر بار شکاری ببرد

                                                          افتد که یکی روز پلنگش بدرد

/

سواران ایران به سان پلنگ

به هامون کجا غرمش آید به چنگ

/

پلنگی به از شهریاری چنین

که نه شرم دارد نه آیین و دین

/

بدام آیدش ناسگالیده میش

پلنگ از پس پشت و صیاد پیش

/

اگر یار باشید با من به جنگ

از آواز روبه نترسد پلنگ

/

که چون قارن کاوه جنگ آورد

پلنگ از شتابش درنگ آورد

/

که یکسر بتازید و جنگ آورید

همه رسم و راه پلنگ آورید

/

پلنگ ژیان گرچه باشد دلیر

نیارد شدن پیش چنگال شیر

/

از این پس نه آشوب خیزد نه جنگ

به آبشخور آیند میش و پلنگ

/

یکی دخت شاه سمنگان منم

ز پشت هژبر و پلنگان منم

/

چو خفته کش پلنگ آید به بالین

به بالین برادر رفت رامین

/

از سبزه زمین بساط بوقلمون شد

وز میغ هوا به صورت پشت پلنگ

/

آن چمن کز لاله و گل بود چون رنگین پلنگ

شد ز برگ زرد و خاک تیره چون پشت پلنگ

/

ز بیم ناوک و تیغش همی نیاید خواب

پلنگ را در کوه و نهنگ را در یم

/

با همت باز باش و با کبر پلنگ

زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ

/

به بال و پر چو هژبری به خشم و کین چو پلنگ

به خال و خط چو تذروی به دست و پا چو غزال

/

چون نهنگان اندر آب و چون پلنگان از جبل

چون کلنگان در هوا و همچو طاووسان به کوی

/

سپر نیفکند شیر غران ز جنگ

نیندیشد از تیغ بران پلنگ

/

ز شاهین و از باز و پران عقاب

ز شیر و پلنگ و نهنگ اندر آب

همه برگزیدند فرمان اوی

چو خورشید روشن شدی جان اوی

/

رنگیم و با پلنگ اجل کارزار ماست

آخر چه کارزار کند با پلنگ رنگ

کبر پلنگ در سر ما و عجب مدار

کز کبر پایمال شود پیکر پلنگ

/

ور گاو گشت امت اسلام لاجرم

گرگ و پلنگ و شیر خداوند منبرند

/

گهر زکان دل من برند گوهریان

پلنگ و شیر به سوی من آوردند پناه

/

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن

/

ندانی که پروردگار پلنگ

نبیند ز پرورده جز درد و چنگ

/

مرا پلنگ به سرپنجه ی نگار نکشت

تو می کشی به سرپنجه ی نگارینم

/

تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

هر بیشه گمان مبر که خالیست

شاید که پلنگ خفته باشد

/

بر تن و دست و کتف ها بی درنگ

می زدند از صورت شیر و پلنگ

/

غزال روز پنهان گشت از بیم

پلنگ شب برون آمد ز مکمن

/

تا کم نشود کبر پلنگ از دل تو

موم از دل من برند و سنگ از دل تو

/

مرد مومن زنده و با خود به جنگ

بر خود افتد همچو بر آهو پلنگ

/

راستی وقتی پلنگ سایه ساز

پنجه زد در آسمان آبی ام

تیره شد پیشانی ماه بلند

در نگاه برکه ی مهتابی ام

/

ای صخره ی غرور تو آماج عشق و مرگ

بر صخره ی غرور تو می ماند این پلنگ

/

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش به سوی خاک کشیدن بود

پلنگ من ، دل مغرورم ، پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ، ماه بلند من ، ورای دست رسیدن بود

پلنگ ایرانی

امیدواریم روزی بیاید که پلنگ هامان فقط به عشق ماه بمیرند، نه با سنگ های دل ایرانیان.

چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

.

.

.

و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد

و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون

و بدانیم اگر کرم نبود زندگی چیزی کم داشت

و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت...

پلنگ ایرانی - پارک ملی تندوره

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |