گرگ های ایران

حامی گرگ های ایران-طبیعت و حیات وحش

پژوهشی درباره ژنتیک جمعیت های گرگ ایرانی(Canis lupus pallipes)

 

دکتر رسول خسروی و همکاران طی سال های 1389 تا 1390، پژوهشی با عنوان "بررسي تنوع ژنتيكي جمعيتهاي گرگ ايراني و سگهاي اهلي و ولگرد با استفاده از نشانگرهاي ريزماهواره" را انجام دادند. در ادامه به بخش هایی از این مقاله و نتیجه نهایی آن که در سال 1392 ارائه شده است، اشاره خواهیم کرد.

 

- مطالعات ژنتيكي اخير نشان داده كه دو گونه سگ و گرگ ساختار ژنتيكي نزديكي به هم داشته كه سبب شده اين دو گونه در طبيعت و اسارت با يكديگر جفتگيري كنند(Vila and Wayne,1999 ; Randi et al. 2000). بسياري از متخصصان بيان مي كنند كه جفتگيري طبيعي اين دو گونه بسيار نادر بوده و تهديد چنداني را در رابطه با جمعيت هاي گرگ بوجود نمي آورد. نتايج استفاده از نشانگرهاي مختلف نشان مي دهد كه برخلاف اختلاط بسيار نادر اين دو گونه در طبيعت، جمعيتهاي گرگ و سگ از لحاظ ساختار ژنتيكي مجزا بوده و ژنوتيپهاي بدست آمده با بررسي نشانگرها مختلف توانايي تفكيك جمعيتهاي اين دو گونه به گروهاي مجزا را داشته اند(Andersone et al. 2002; Randi and Lucchini 2002; Verardi et al. 2006).

- متاسفانه تا كنون اطلاعات دقيقي در خصوص تنوع ژنتيكي گرگ ایرانی(Canis lupus pallipes; Sykes 1831) در ايران وجود ندارد. در اين مطالعه تلاش شده است تا تنوع ژنتيكي جمعيتهاي گرگ در كشور مطالعه شود. همچنين در اين مطالعه تفاوت ژنتيكي اين گونه با سگهاي اهلي و وحشي و همچنين ميزان جريان ژني بين اين دو گونه با استفاده از روشهاي مختلف بررسي شده است. بدين منظور از 15 نشانگر ريزماهواره غير متصل به منظور تعيين ژنوتيپ نمونه هاي جمع آوري شده با هدف تعيين ميزان تنوع ژنتيكي جمعيت هاي گرگ و سگ و همچنين تخمين ميزان فاصله ژنتيكي اين دو گونه استفاده شد. در اين مطالعه از نمونه هاي بافت ماهيچه از لاشه گرگهاي تلف شده در اثر تلفات جاده اي، گرگهاي شكار شده توسط ادارات محيط زيست استانها (به واسطه جلوگيري از آسيب رساندن به جوامع روستايي) و همچنين گرگهاي شكار شده به طور غير قانوني توسط روستاييان و دامداران نقاط مختلف كشور در طي سالهاي 1389-1390 نمونه برداري شد. نمونه ها بيشتر از بافتهاي ماهيچه و كبد برداشت شد. در نهايت تعداد 28 نمونه بافتي گرگ از محدوده پراكنش اين گونه در كشور جمع آوري شد. همچنين تعداد 28 نمونه سگ نيز كه بيشتر از استانهاي غربي كشور شامل زنجان، همدان و همچنين قزوين بودند، جمع آوري شد. البته از برخي ديگر از مناطق كشور نيز تعدادي نمونه سگ تهيه شد.

 

- بالا بودن تعداد آلل ها و تنوع ژنتيكي در نمونه هاي گرگ(6/11 آلل 85/0) و نمونه های سگ(4/9 آلل و 83/0) نشان از تنوع ژنتيكي بالا در جمعيتهاي گرگ و سگ كشور بود. همچنين هتروزيگوسيتي مورد انتظار در بسياري از ريزماهواره هاي مطالعه شده در جمعيتهاي گرگ كشور بيش از برخي كشورهاي اروپايي بود. يكي از فاكتورهاي موثر در تعيين ميزان درون آميزي در يك جمعيت، اندازه جمعيت موثر(Ne) است(Wright 1969). بالا بودن ضريب درون آميزي زماني در يك جمعيت ديده مي شود كه جمعيت موثر(Ne) بنيانگذار جمعيت كنوني بسيار كم بوده و در نتیجه روابط خويشاوندي درون جمعيت زياد باشد. یكي از نتايج افزايش ميزان درون آميزي در يك جمعيت افزايش افراد هموزيگوس و در نتيجه كاهش هتروزيگوسيتي مي باشد كه در اين مطالعه چنين موضوعي مشاهده نشد. از سوي ديگر از آنجا كه نمونه هاي گرگ در اين مطالعه از گستره وسيعي از محدوده پراكنش اين گونه در كشور جمع آوري شده است، لذا احتمال زيادي وجود دارد كه اين نمونه ها مربوط به جمعيتهاي مختلف باشد كه اين امر مي تواند يكي ديگر از دلايل عدم تعادل هاردي-واينبرگ باشد. نتايج محاسبه ضريب درون آميزي نشان داد كه ميزان درون آميزي درون هر يك از جمعيتهاي سگ و گرگ بسيار پايين بود كه به احتمال زياد ناشي از افزايش هتروزيگوسيتي در نمونه هاي سگ و گرگ مورد مطالعه بوده است. از سوي ديگر در بسياري از جمعيتهاي حيات وحش به دليل مكانيسمهاي رفتاري ويژه در جلوگيري از درون آميزي با خويشاوندان نزديك، ضريب درون آميزي منفي است(Aspi et al. 2009). با اين وجود در برخي از مطالعات نرخ بالاي درون آميزي در جمعيتهاي گرگ گزارش شده است كه به احتمال فراوان ناشي از قرار گرفتن اين جمعيت ها در گردنه بطري است(Lucchini et al. 2004; Ramirez et al. 2006).

- به دليل تشابه بالاي ژنتيكي دو گونه سگ و گرگ، جفتگيري بين اين دو گونه و ورود ژنهاي اهلي به درون جمعيتهاي گرگهاي وحشي مي تواند به عنوان يك تهديد جدي بر يكپارچگي ژني گرگها تلقي شود. افراد دورگه از اختلاط سگ و گرگ(گرگاس) ويژگيهاي رفتاري و بوم شناختي متفاوتي نسبت به گرگهاي وحشي از خود بروز مي دهد. لذا اين افراد مي توانند مشكلات بوم شناختي زيادي را در حفاظت از جمعيتهاي وحشي گرگ بوجود آورند(Wayne and Jenks 1991; Gottelli et al. 1994; Andersone et al. 2002). در ايران نيز به دليل بالا بودن جمعيت سگهاي اهلي و يا وحشي و اشغال بسياري از زيستگاههاي گرگ، اختلاط اين گونه و بروز افراد دورگه محتمل است. بالا بودن تعداد آللهاي اختصاصي(35 آلل در گرگها و 18 آلل در سگها) نشان از تكامل واگرايي اين دو گونه در طي زمان و كم بودن جريان ژني بين دو گونه است. لازم به ذكر است كه براي صحت اين نتايج اجراي مطالعاتي با تعداد نمونه هاي بيشتر ضروري به نظر ميرسد. همچنين نتايج ترسيم درخت فيلوژنيك بين نمونه هاي سگ و گرگ با استفاده از شاخص ADS و الگوريتم اتصال همسايگي نشان داد كه نمونه هاي سگ و گرگ دو گروه مجزا را تشكيل ميدهند.

- نتايج مطالعه حاضر نشان داد كه خوشبختانه بر خلاف كاهش شديد جمعيتهاي گرگ در بسياري از زيستگاهها در كشورمان، همچنان نرخ بالايي از تنوع ژنتيكي در بين افراد اين گونه در كشور مشاهده ميشود. حفظ اين تنوع ژنتيكي يكي از مهمترين راهكارهاي تضمين بقاء طولاني مدت اين گونه در زيست بوم هاي كشور است. اين مطالعه مي تواند به عنوان نقطه آغازي براي مطالعات تكميلي در خصوص حفاظت ژنتيكي از اين گوشتخوار كشور باشد.

- عليرغم ناكافي بودن نمونه ها از سراسر پراكنش گرگ در ايران، نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه تنوع ژنتيكي گرگها در كشور هنوز در سطح قابل قبولي قرار دارد. همچنين با وجود كاهش زيستگاههاي طبيعي گرگها در كشور و همجواري آنها با سگهاي اهلي و ولگرد در حاشيه روستاها، جريان ژني اندكي بين اين گونه با سگهاي اهلي برقرار بوده و همچنان ساختار ژنتيكي مجزايي را نشان مي دهد.

 

با وجود نتایج خوشایند بدست آمده از پژوهش فوق، به ذکر چند نکته می پردازیم:

1. از زمان اجرا و نمونه برداری این مطالعه حدود 10 سال می گذرد و با توجه به گزارشات و تصاویر بدست آمده از مناطق مختلف کشور از حضور سگ ها در کنار گرگ، بایستی تحقیقات جدیدی انجام گردد تا بتوان تاثیرات این همجواری را بررسی نمود.

2. محققان گرامی نیز به این نکته اشاره نموده اند که تعداد نمونه ها برای سنجش تنوع ژنتیکی و جریان ژنی بین گونه ها کافی نبوده و به نمونه های بسیار بیشتری نیاز است.

3. با توجه به مدارک زیادی که در این سالها توسط محیطبانان، پژوهشگران و علاقه مندان از همزیستی و همراهی سگ با گرگ بدست آمده است، بهتر است تحقیقات در مناطق خاص که دارای مدارک بالایی از این موارد است صورت بپذیرد.

4. تحقیقات ژنتیکی بر روی گونه هایی که از لحاظ مورفولوژیکی تفاوت دارند اولویت داشته باشد و جانورانی که به هر دلیلی تلف می شوند و از لحاظ ریختی با گرگ های خالص تفاوت دارند مورد بررسی قرار بگیرند.

5. در مناطقی که جمعیت گرگ ها با گزارش کارشناسی و دقیق، مطلوب اعلام شود نسبت به زنده گیری و نمونه برداری یا حذف جانوران مشکوک از لحاظ ریختی اقدام و تحقیقات ژنتیکی بر روی آنها صورت پذیرد. البته باز هم تاکید می گردد که این روش در مناطقی که گزارش مشاهده جانوران با ریخت های متفاوت بالاست و با تایید کارشناسان از جمعیت مطلوب گرگ برخوردار است، انجام پذیرد.

(سگ در کنار گرگ- شهرستان بردسکن، خراسان رضوی- عکس : جواد بندری)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عقب گرد خاموش!

 

تیرماه امسال شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور بهای جدید جانوران وحشی از لحاظ مطالبه ضرر و زیان در رابطه با قانون شکار و صید را تصویب کرد. یعنی همان مبلغی که مسئول از بین بردن گونه های جانوری بایستی به عنوان ضرر و زیان پرداخت نماید. افزایش مبلغ در نظر گرفته شده برای گونه های بسیاری مانند یوزپلنگ، پلنگ، برخی پرندگان ارزشمند خانواده شاهینیان و دیگر جانوران، از نکات حائز اهمیت این مصوبه بود.

اما در این میان کاهش مبلغ ضرر و زیان یک گونه آن هم به شکل چراغ خاموش و بسیار ظریف، تعجب آور بود. اسم گرگ خاکستری در آخر یازدهمین ردیف این مصوبه بعد از روباه معمولی، سنجاب ایرانی و سنجاب بلوچی جای گرفته و با کاهش حدود 30 میلیون ریالی مواجه شده است. گرگ خاکستری با 40 میلیون ریال مبلغ ضرر و زیان در مصوبه قبلی در کنار گونه هایی همچون روباه ترکمنی، شاه روباه، روباه شنی، رودک عسلخوار و کفتار قرار گرفته بود. اما در قانون جدید تنها 12 میلیون ریال برای این گونه در نظر گرفته شده است.

هیچگاه نمی توان ارزش جانداران را با یکدیگر مقایسه کرد و نقش آنها در چرخه حیات و اکولوژی را دسته بندی نمود. هر گونه نقش و وظیفه ای در حیات وحش دارد که در صورت انقراض یا کاهش جمعیت، آن اثرگذاری از بین خواهد رفت. این ارقام هم بر اساس تعداد جانوران و روند جمعیتی آنها اعلام می شود. نقش و تاثیر گرگ خاکستری در طبیعت بر هیچ کسی پوشیده نیست. علاوه بر تنظیم جمعیت علف خواران، جلوگیری از افزایش بی اندازه جمعیت گوشتخواران کوچکتر از طریق قلمروطلبی و حذف علف خواران بیمار و ضعیف، لاشه باقی مانده از شکار گرگ ها مخصوصا در فصل های سرد سال غذای بسیاری از جانداران دیگر مانند کفتار، روباه، شغال، سمورها، عقاب طلایی، و دیگر پرندگان و پستانداران را فراهم می کند. یکی دیگر از دلایل اهمیت گرگها، تعارض شدید دامداران با گرگ ها و کشتار این گوشتخوار بزرگ جثه توسط انسان شده است.

کاهش مبلغ جریمه کشتن گرگ خاکستری سبب تقویت این فرضیه خواهد شد که گرگ ها همچنان برای مدیران و تصمیم گیرندگان جزو گونه های زیانکار بحساب آمده و تفکر گله داری در سازمان حفاظت محیط زیست که فقط به افزایش جمعیت علف خواران توجه دارد، گرگ را گونه ای زائد به حساب آورده که مانع افزایش جمعیت وحوش مناطق حفاظت شده می شود. کشتار گرگ ها توسط مامورین اجرایی محیط زیست وجود داشته و دارد و همیشه رفتار خصمانه و ناجوانمردانه در مقابل این سگسان ارزشمند پیش گرفته شده است. اما تا به حال هیچ تحقیق و مدرک علمی و تخصصی و بر پایه منطق ثابت نکرده است که تعداد گرگ ها در مناطق ما بالاتر از میزان استاندارد و ظرفیت برد زیستگاه است و هیچ آماری مبنی بر اثرگذاری گرگ بر روی جمعیت های علف خواران وجود ندارد و تنها به گزارشات محیط بانان و کارشناسان اکتفا می شود. در صورتی که هیچگاه این گزارشات به شکل مستند و سیستماتیک جمع آوری و بررسی نشده اند. به عنوان مثال هیچ مدرک و پژوهش مستدلی به تقابل بین یوزپلنگ و گرگ نپرداخته است و یا هیچ گاه آمارهای مستند از کاهش جمعیت گورخرها به علت شکار کره های آنها توسط گرگ وجود ندارد. در حالی کشتار گرگ ها با چنین استدلال هایی انجام می گیرد که به روابط خانوادگی و تعاملات پیچیده گله های گرگ توجه نمی شود. اگر در این کشتار گرگ های باتجربه یا آلفای دسته ها از بین بروند، روند آموزش و یادگیری و نظم و مقررات گله ها با مشکل مواجه خواهد شد و می توان احتمال داد پذیرفتن سگ ها بین گله های گرگ و آمیزش با آنها یکی از نتایج این فروپاشی دسته ها باشد.

به غیر از این، کاهش ضرر و زیان ناشی از کشتن گرگ خاکستری باعث جسورتر شدن متخلفین و دامداران برای از بین بردن آن می شود و دیگر ترس و قدرت بازدارندگی افراد از جریمه زیاد وجود نخواهد داشت.

رویکرد صفحه گرگ های ایران از همان سالهای ابتدایی فعالیت به دور از افراطی گری و نگاه های احساسی بوده است و همواره بر این موضوع که گرگ ها حیواناتی بسیار سازش پذیر و قدرتمند در امر بقای خود هستند تاکید داشته است. ما نیز معتقدیم در برخی مناطق کشور به دلیل کاهش جمعیت دیگر گوشتخواران مانند یوزپلنگ، پلنگ، کفتار، خرس و ... گرگ ها با توجه به سازگاری بالا با محیط های مختلف و منوی غذایی متنوع، توانسته اند به افزایش جمعیت بالاتر از ظرفیت برد و گسترش قلمرو خود بپردازند. حتی امکان دارد به دلیل زندگی گروهی و حساس بودن گونه هایی مانند یوزپلنگ، گرگ ها بتوانند بر یوزها چیره شده و قلمرو یا طعمه آنها را صاحب شوند و یوزپلنگ ها را وادار به ترک منطقه کنند.

اما هیچ کدام از موارد فوق باعث تایید اتفاق اخیر در مصوبه مبلغ ضرر و زیان جانوران نمی باشد و بایستی برای تمامی این احتمالات مدارک و دلایل کافی وجود داشته باشد. همچنین اگر قرار شد تعدیلی در جمعیت گرگ های مناطق صورت بپذیرد این امر هم به صورت کاملا کارشناسی و پس از تحقیقات کامل انجام گرفته و از کشتار خودسرانه و بدون توجه به دسته های خانوادگی گرگ ها توسط کارشناسان یا محیط بانان شدیدا اجتناب گردد.

طبیعت امروز ثابت کرده است که تنها جاندارانی می توانند به بقای خود ادامه دهند که دارای شجاعت، جسارت، سازگاری، سرسختی و وفق پذیری با شرایط جدید باشند و سرنوشت جانوران حساس و آسیب پذیر با وجود تمام حمایت ها و حفاظت ها، افق روشنی ندارد. گرگ های خاکستری در کشور ما با وجود سالها تعارض با انسان و کشتار توسط مردم، بدون هیچگونه حمایتی از طرف سازمان حفاظت محیط زیست و حتی زیانکار تلقی شدن توسط این ارگان، همچنان در عرصه های وسیعی از کشور به زندگی ادامه می دهند و روح وحشی طبیعت و تنوع زیستی این سرزمین را حفظ کرده اند. آیا طبیعت جهان آینده میزبان گونه های مقاوم و سرسختی همچون گرگ هاست با وجود اینکه بسیاری از ما آنها را بحساب نمی آوریم و از آنها خوشمان نمی آید، یا بستر زندگی گونه های آسیب پذیر و حساسی مانند یوزپلنگ ها خواهد بود که همه ما خواهان باقی ماندن آنها هستیم؟!

گرگ ایرانی - Canis lupus pallipes

گرگ ایرانی(Canis lupus pallipes) - شهر بابک، استان کرمان - عکس از محمد مهدی کریمیان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

زیرگونه های گرگ خاکستری در جهان

 

14 زیرگونه گرگ خاکستری

زیرگونه های گرگ خاکستری جهان

©️ Canids of the World, by Jose R. Castello

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر